ایا سنت ومدرنیته باهم می سازند؟
بالاخره روز دفاع فرا رسید من که قبل از دفاع اصلا اضطرابی به خود راه نداده بودم وقتی که در موقعیت دفاع قرار گرفتم ابتدا به خودم دلداری دادم ولی بعد مدتی با توجه به اینکه اساتد دیر کرده بودند
من مقداری دلهره گرفتم ولی بعد از مدتی به خودم مسلط شدم.
اول دفاع من خیلی ارا م شروع به صحبت کردم طوری که فکر کردم شاید وقت کم بیارم و لی بعد از مدتی که از دفاع گذشت من تمام حرفهای الصلی را زده بودم داشتم به حاشیه می پرداختم چون وقت زیاد اورده بودم که بالاخره اساتید به کمک من امدند و شروع به سوال کردن نمودند
طبق معمول تعارفات ادامه داشت ولی بعد از ان استاد داور خانم دکتر هاشمی: اولین سوال خود را در مورد روزنامه نگاری الکترونیکی و روزنامه نگاری دیجیتالی پرسید
سپس از من خواست در مورد رسانه های مکتوب توضیح بدم بعد از ان گفت :
چرا از نظرات شکرخواه در موردسایبرژور نالسیم استفاده نکردم ودر بخش مبانی نظری خود قرار ندادم
استاد راهنما که هیچ سوالی نداشت نه از نظر اینکه طرفداری از من کند بلکه پایانامه را نگاهی حتی نه کرده بود پس سوالی نداشت
جالب تر اینکه گفت من هر چیزی که قبلا گفتم شما رعایت کنید در صورتیکه قبلا هیچ چیزی را نگفته بود
و برای خالی نبودن عریضه این حرف رامی زد
ولی دکتر سلطانی فر و خانم دکتر هاشمی واقعا پایان نامه را خوانده بودند و اشکالات به حقی گرفته بودند ولی چون استاد راهنما نبودند من گفتم ابتدا اشکالاتی را که استاد راهنما گرفته رفع کنم بعد انرا در صورتیکه اگر از ابتدا اشکالات ی را که سلطانی فرگرفته بود رفع میکرم بهتر بود
شاید اگر از ابتدا سلطانی فر را به عنوان استاد راهنما انتخاب میکردم بهتر بود
ولی من برای رعایت ادب این کار را نکردم این جاست که می گویند سنت ومدرنیته باهم نمی سازند من این ر ا به عینه حس کردم
بالاخره مادفاع کردیم ولی خدا به داد بقیه برسه
ازما که گذشت ولی تورا به خدا در انخاب استاد راهنما ومشاور دقت کنید
این حرف را قبلا به ما هم گفتند ماکه این قدر دقت کردیم این شد وای به حال بقیه که رو هوا می خواهند کاری انجام بدهند
این وبلاگی در باره ارتباطات و جامعه اطلاعاتی است من فارغ التحصیل کارشناسی ارشد علوم ارتباطات هستم . در این وبلاگ می توانید مطالبی در باره فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز بیابید