تبليغاتX
جامعه اطلاعاتی
سال  نومبارک

 در پناه حق موفق باشید

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 و ساعت 19:5 |
تجمع وبلاگ نویسان در حرم  امام برگزار نشد.

جمعی از وبلاگ نویسان  که به دعوت  مجمع   وبلاگ نویسان مسلمان قرار بود  برای تجدید  میثاق  با ارمانهای  امام  راحل  و شهدای انقلاب اسلامی   به علت پاره ای از مشکلات  انجام نشد.

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 و ساعت 18:53 |

 


 

همايش زنان و اينترنت در هزاره‌ي سوم با موضوعاتي از قبيل «زنان، اينترنت، جامعه اسلامي و توليد محتوي زنان»، «اينترنت، فرصت‌ها و چشم‌اندازها»،«زنان، اينترنت،چالش‌ها و تهديدها»،«زنان، دانايي محوري و جامعه‌ي جهاني اطلاعات» برگزار مي‌شود.

به گزارش خبرنگار سرويس فناوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) رشد روزافزون استفاده از اينترنت در جهان، زندگي انسان‌ها را با تغييرات جدي و شرايط نوين مواجه ساخته و هر روزه شاهد كاركردهاي مختلف اين رسانه و افزايش تعداد كاربران اينترنتي در ايران و جهان هستيم كه بخش قابل ملاحظه‌اي از آن مربوط به جامعه زنان است، كه استفاده‌ي صحيح و مناسب از چنين رسانه‌اي قطعاً نيازمند درك صحيح از وضعيت موجود مي‌باشد.

اين همايش كاركردهاي مفيد و سازنده‌ي شبكه جهاني اينترنت و تأثيرات مضر آن را بر جامعه‌ي زنان بررسي مي‌كند و ضمن پژوهش در اين راستا، راه‌هاي استفاده‌ي كاربردي از اينترنت در ميان زنان را معرفي خواهد كرد.

گفتني است دفتر امور زنان سپاه و مراكز امور زنان كل كشور از همه‌ي پژوهشگران، انديشمندان و علاقه‌مندان دعوت مي‌كند تا مقالات و آثار تحقيقي خود را در موضوعات تعيين شده و با محوريت «زنان» به دبيرخانه‌ي همايش ارسال كنند.

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 و ساعت 18:38 |
 مانوئل کاستلز   نویسنده کتاب عصر اطلاعات سال اینده به ایران می اید.

 خبرنگار اعلام کرد:

امانوئل كاستلز متفكر برجسته آمريكايي و نظريه پرداز تئوري عصر اطلاعات اوايل سال آينده به ايران مي آيد
دكتر علي اكبر فرهنگي رييس گروه مديريت دولتي دانشكده مديريت دانشگاه تهران و رييس گروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار خراسان با اعلام اين خبر گفت : در جريان سمينار ارزيابي آموزش عالي كه اخيرا در آلمان برگزار شد و چندين تن از اساتيد و نخبگان ايراني در آن شركت كردند بر اساس هماهنگي كه بين آقاي علي پايا مترجم كتاب عصر اطلاعات با آقاي امانوئل كاستلز ( از طريق ايميل ) به عمل آمد از وي رسما دعوت شد تا اوايل سال آينده به تهران سفر كند اين دعوت مورد پذيرش آقاي پروفسور كاستلز قرار گرفت و تاريخ دقيق آن و جزييات برنامه سخنراني هاي وي بعدا از طريق رسانه ها اعلام خواهد شد
دكتر فرهنگي همچنين با تشريح جزييات سفر علمي اساتيد ايراني به آلمان گفت :اين سمينار به همت انجمن دوستي ايران و آلمان برگزار شد و اساتيدي همچون دكتر توفيقي ( وزير سابق علوم ) ، دكتر رضوي ، دكتر بازرگان ، علي پايا ، دكتر سياوش اميني ( از دانشگاه كسل آلمان ) و بنده در آن شركت داشتيم . دكتر فرهنگي اضافه كرد موضوع مقاله من Higher Education and Values ( آموزش عالي و ارزشها ) بود كه به صورت ورك شاپ ارايه گرديد
وي بازديد از دانشگاههاي آلمان را از ديگر برنامه هاي اين سفر علمي ذكر كرد و گفت : دانشگاه پوتسدام با داشتن 59 استاد برنده جايزه نوبل از اين نظر مقام اول را در دنيا دارد و دانشگاه گوتينگن نيز با داشتن 34 استاد دارنده جايزه نوبل در رتبه بالايي قرار دارد
اين استاد برجسته دانشگاه هاي ايران كه امسال به عنوان چهره ماندگار معرفي شد اضافه كرد : در دانشگاه گوتينگن 11 هزار نسخه كتاب فارسي وجود دارد كه 1200 جلد از آنها نسخه خطي منحصر به فرد است و اين در حالي است كه در كتابخانه دانشگاه مذكور 8 ميليون جلد كتاب وجود دارد
وي افزود در دانشگاه گوتينگن فقط 985 جلد كتاب به زبان آلماني در باره حافظ وجود دارد و در دوره گوته شاعر بزرگ آلماني كه تحت تاثير حافظ بوده 7 ترجمه آلماني از ديوان حافظ وجود داشته است

 
+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 و ساعت 16:11 |
ببخشید من به خاطر کار های مختلف  : نتوانستم این خبر را زودتر بذارم

ان روز روز دیدنی بود  و جمع خوبی برگزار شد وبا توجه به این که قبل از ان  ۸ مارس اتفاقاتی افتاده بود ولی بازم خوب بود .

 بعدا بیشتر می نویسم

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 و ساعت 12:59 |
مصاحبه های مختلفی با اساتید ار تباطات و روزنامه نگاری در روزنامه همشهری محله و همشهری امروز به چاپ رسیده است.که د رمورد رسانه های محلی صحبت کرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 و ساعت 12:51 |
من پیشاپیش سال نو را به شما تبریک می گوییم . 

سال خوبی  داشته باشید.

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 11:13 |

ده كتاب الكترونيك رايگان درباره جامعه اطلاعاتي
نسخه الكترونيك كتابهاي تنوع فرهنگي و زباني در جامعه اطلاعاتي، دگرگوني اجتماعي در جامعه اطلاعاتي، علم در جامعه اطلاعاتي، يادگيري آزاد و از راه دور؛ بررسي گرايش ها،خط مشي و راهبرد، بررسي و سنجش جوامع اطلاعاتي و دانش محور: چالشي آماري، متن هاي بنيادي يونسكو درباره جامعه اطلاعاتي، جامعه اطلاعاتي در آيينه پژوهش، مسائل جنسيتي در جامعه اطلاعاتي، آموزش در جامعه اطلاعاتي و فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات در عرصه آموزش معلماناست.

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 و ساعت 16:0 |
این روز ها  سرم حیلی شلوغ  است .

 در ایام عید  به روز خواهم شد.

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 و ساعت 15:46 |
http://yonessspace. blogst .comارزيابي ملي از دومين اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي
همايش ارزيابي ملي از دومين اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي به زودي با حضور كارشناسان و دست اندركاران اين عرصه در تهران برگزار مي شود.
اين همايش سه شنبه شانزدهم اسفند سال 1384 از ساعت 9 صبح تا پنج بعد از ظهر برگزار خواهد شد.
روابط عمومي انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي اعلام كرد همايش ارزيابي ملي از دومين اجلايس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي كه باهمكاري انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي، شورايعالي اطلاع رساني، شركت مخابرات ايران، مركز تحقيقات مخابرات ايران و مركز پ‍ژوهش هاي ارتباطات وابسته به دانشگاه علامه طباطبائي و وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات برگزار مي شود، مروري تحليلي بر روندهاي مرتبط با تازه ترين تحولات جامعه اطلاعاتي خواهد داشت كه شركت كنندگان در اجلاس اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي در تونس؛ از بخش هاي آكادميك، خصوصي، مدني و دولتي ارائه خواهند كرد
مكان برپائي همايش ارزيابي ملي؛ سالن سخنراني مركز تحقيقات مخابرات ايران، واقع در انتهاي خيابان كارگر شمالي روبروي سازمان انرژي اتمي اعلام شده است.
دومين اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي شانزدهم تا هيجدهم نوامبر 2005 (25 تا 27 آبان 1384) برگزار شد.
علاقمندان براي كسب اطلاعات بيشتر و نحوه حضور در همايش ارزيابي ملي مي توانند با شماره تلفن 88917090 تماس حاصل فرماییدhttp://yonessspace. blogst .com

 

 

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در چهارشنبه دهم اسفند 1384 و ساعت 13:48 |

     دکتر  شکر خواه  می گوید:ربط دادن بحث تحلیل گفتمان انتقادی (CDA) به مقوله ارزش های خبری به گونه ای که استاد راهنمای شما گفته اند منطقی نیست و اصلا عنوان "تحلیل گفتمان انتقادی ارزش های خبری" برای یک رساله دکتری یک عنوان غلط است.
ببخشید ما معلم های ایرانی اینقدر راحت می رویم سر اصل مطلب. استاد راهنمای شما ظاهرا بر این باورند که immediacy پدیده ای جدا از ارزش های خبری است؛ در حالیکه immediacy همان ارزش خبری تازگی است که برای رسانه های الکترونیک مثل رادیو و تلویزیون و نیز برای رسانه های آنلاین اهمیت بیشتری دارد(ضمن اینکه immediacy در رسانه های آنلاین؛ ضرورت لود سریع مطالب به فضای وب هم هست).
ولی پرسش من این است که آیا هر چیز تازه یاimmediate امکان خبر شدن را می یابد یا اینکه باید دارای ارزش های خبری دیگری نظیر در برگیری یا همان Impact هم باشد و یا حاوی ارزش های خبری دیگر.
فراموش نکنید که تحلیل گفتمان انتقادی در واقع انتقال بحث تحلیل گفتمان (DA) به عرصه ای خارج از عرصه زبانشناسی است؛ یعنی انتقال زبان به درون بافت ها یا گستره های بزرگتری مثل فرهنگ و قدرت.
به عبارت بهتر، زبانشناسان اساسا بحث تحلیل گفتمان را مبحثی زبانشناختی و بحث تحلیل گفتمان انتقادی را مبحثی غیر زبانشناختی می دانند(چون در مورد دوم این عوامل غیر زبانی هستند که وارد عمل می شوند).
اما از دیگر سو همین تحلیل گفتمان؛ به عنوان متدولوژی؛ به مبحث متفاوتی تبدیل می شود (تحلیل گفتمان به مثابه یک متد کیفی در برابر تحلیل محتوا به عنوان یک متد کمی).
و در اینجا، تحلیل گفتمان به عنوان متدولوژی یعنی بررسی ضمایر و گزاره های زبانی و غیره در یک متن و تماشای رابطه آنها با جمعبندی و نتیجه گیری در همان متن، مثلا بررسی نقش ضمایر و گزاره های زبانی و غیره در سرمقاله های روزنامه ها برای تماشا و درک نحوه کشاندن مخاطب (گیرنده)به وادی رسانه (فرستنده) در مسیر همصدا سازی مخاطب با رسانه و یا به دیگر سخن؛ تسلیم مخاطب در گفتمان رسانه.
بنابراین، به نظرم می رسد که چون مبحث برای استاد راهنمای شما کاملا مشخص و متمایز شده نیست؛ باعث سردرگمی می شود. من خیلی مایلم که ببینم که ایشان چگونه در پژوهش شان به این نکته رسیده اند که رادیو به چیزهائی فراتر از immediacy تکیه می کند. آیا این چیزهای فراتر؛ چیزهائی غیر از ارزش های خبری شناخته شده هستند؟
پاسخ باید منفی باشد. مگر اینکه ایشان فکر کنند که بافت حاکم بر انتخاب های رسانه ها چیزهائی غیر از ارزش های خبری استکه این هم کشف تازه ای نیست و عوامل برون رسانه ای موثر بر انتخاب خبرها بارها و بارها مورد بحث قرار گرفته و فهرست شده اند, (چیزهائی نظیر قدرت؛ قوانین؛ رسانه های رقیب؛ گروههای فشار و.....)
اگر به نتیجه ای رسیدید و یا من در این باره اشتباه می کنم خوشحال می شوم راهنمائی ام کنید. جالب است برایتان بگویم که در ایران کتاب هائی در زمینه تحلیل گفتمان انتقادی ترجمه شده و حتی در ابتدا خود من هم قرار بود رساله ام را در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی بگیرم که با تئون ون دایک هم مشورت کردم (که می دانید خودش مباحث دیگری در زمینه تحلیل گفتمان دارد) .
+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در پنجشنبه چهارم اسفند 1384 و ساعت 6:8 |
به كمك برنامه‌ي Yahoo Go Mobile؛
دارندگان تلفن همراه مي‌توانند به برنامه‌هاي اينترنتي ياهو دسترسي يابند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 7:51 |
news coverege

دکترمحمد سلطانی فرعضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلا‌مي - واحد علوم و تحقيقات‌ است و صاحب امتياز و مدير مسوول روزنامه صبح اقتصاد و روزنامه انگليسي زبان ايران نيوز.
متن زیر را از وبلاگ او انتخاب کردم چرا که به نوشته خودش زاویه دیدش را مشخص می کند:
"... خبر پرارزش‌ ترين كالای امروز به شمار می آيد و نقش خبر سازان داراي اهميت فزاينده. هم اينک با ظهور انواع تكنولوژي هاي نوين ارتباطي و به تبع آن وسيعترشدن وقايعي كه مخاطبان تشنه به آن نياز دارند، واقعيات دچار تحول، وسعت ‌نظر و داراي ابعاد گوناگون شده ‌اند و هر مخاطبي تمايل دارد تا از زاويه‌اي خاص به واقعيات بنگرد.
روند جريان سازيهای خبری به گونه ‌اي شده است كه به جاي اينكه اخبار انتقال‌دهنده واقعيات باشند، سازنده واقعيات شوند و اين مسيري است كه حرفه‌اي ‌هاي امروزي اعم از يك Correspondent يا «خبرنگار موظف» يا يك Reporter «خبرنگار وابسته»، يا يك Freelancer يا «خبرنگار آزاد» و يا يك Stringer «خبرنگار قراردادي» در بستر روزنامه‌نگاري در آن حركت مي‌كنند.
در حقيقت رسانه‌هاي دنياي معاصر هر يك به تنهايي داراي Journalism Terminology يا News Media Terminology خاص خود مي‌باشند. همين ترمينولوژي حاكم بر هر يك از آنان است كه در جريان ساخت و انتقال واقعيت، تعيين ‌كننده مسير اخبار آنان مي گردد. از اين زوايه ديد، يك خبر مي‌تواند حتي براي خبرنگارانی كه براي يك نشريه مطلب تهيه مي‌كنند، از زواياي مختلف داراي تنوع و تكثر ديدگاه و نظر باشد. به همين دليل است كه انواع تاكتيك‌ها و روش‌هاي خبري به کمک رسانه ها مي‌آيند تا آنان بتوانند از زواياي مختلف يك خبر را به زير ذره ‌بين كشيده و ابعاد تاريك آن را روشن و تحليل‌هاي خود را در اين موضوعات به عنوان خبر به رخ مخاطبان بكشانند.
News Coverage به دنبال شناخت زوايای گوناگون اين زاويه ديد است..."

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 7:12 |
 
تئوري هست به نام "پنجره شكسته" كه مي گويد:" اگر شيشه يكي از پنجره هاي يك ساختمان شكسته و به حال خود رها شده باشد، پس از مدتي عابراني كه از مقابل آن ساختمان مي گذرند به اين نتيجه مي رسند كه براي كسي مهم نيست كه اين پنجره شكسته است و كسي به شكسته شدن پنجره هاي اين ساختمان اهميت نمي دهد. به مرور عابران بر تعداد شيشه هاي شكسته ساختمان مي افزايند و بعد از شكسته شدن تمام شيشه ها، نوبت به خود ساختمان مي رسد. بعد از ساختمان هم نوبت به خياباني كه ساختمان در آن قرار گرفته مي رسد." اين تئوري در كاهش جرم در آمريكا در دهه نود كارايي بسياري داشته است.
(اگر اطلاعات بيشتري مي خواهيد مي توانيد كلمه Broken Window را در ويكيپديا سرچ كنيد)
كتاب Broken Windows, Broken Business اين تئوري رابه فعاليت هاي اقتصادي تعميم داده و مثالهاي فوق العاده اي آورده است.
بر اساس اين كتاب تئوري پنجره شكسته دربنگاه اقتصادي وقتي آغاز مي شود كه هيچ كس در بنگاه توجه چنداني به جزئيات ندارد و كليات از ديده شدن جزئيات جلوگيري مي كنند. به اين ترتيب پنجره ها يكي پس از ديگري مي شكنند و بنگاه صدمه مي بيند و سودش كم مي شود.
"يك فروشنده بد اخلاق، يك فروشنده كثيف، يك پيشخوان كثيف ، چيدمان بد محصولات از جمله شيشه هاي شكسته يك تجارت محسوب مي شوند. تمام پنجره هاي شكسته در تجارت فيزيكي و قابل مشاهده نيستند، مثلا سياست بنگاه در ارائه خدمات پس از فروش و ارتباط با مشتري. كار كردن يك گارسن به نام بيلي باب در يك رستوران چيني، پنجره شكسته محسوب مي شود. معطل شدن پشت تلفن براي راهنمايي گرفتن براي تعمير يك دوچرخه و شنيدن چند باره موزيك انتظار، پنجره شكسته است. جنس فروخته شده را پس نگرفتن، پنجره شكستن است. هر پنجره شكسته در تجارت، اين پيام را به مشتري مي دهد كه بنگاه اقتصادي مربوطه توجهي به كارش ندارد و هر روز اين تفكر تقويت مي شود. به اين ترتيب مشتري بسيار خوشنود به مشتري راضي و مشتري راضي به مشتري ناراضي تبديل مي شود..."
*** با اين ديد به شركت ها ، فروشگاهها و... اطرافتان نگاه كنيد، متوجه ميشوید که  در کشورمان  بنجره های شکسته بیش از بنجره های سالم است
+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در سه شنبه دوم اسفند 1384 و ساعت 5:46 |
آیا آلودگى اطلاعاتى يك هشدار است؟

آلودگى اطلاعاتى به قول جاكوب نيلسن يكى از تئورى پردازان بهره ورى در اينترنت، مسئله مهمى است كه بايد مورد توجه و بازبينى كارشناسان صنعت آى تى قرار بگيرد. به عقيده وى، اين رايانه ها هستند كه به تدريج مهار كنترل زندگى انسان را به دست مى گيرند و زمان آن فرارسيده است كه انسان بار ديگر «بر رايانه حاكم شود و آن را به جايگاه اصلى خود بازگرداند.» دكتر نيلسن كتاب هاى زيادى در زمينه بهترين راه هاى استفاده از شبكه و وب سايت ها منتشر كرده است. اما او اخيراً نگاه انتقاد آميز خود را متوجه آنچه اوضاع به وخامت گراينده در عالم ارتباطات الكترونيكى مى داند كرده است.
وى اين پديده را «آلودگى اطلاعاتى» مى خواند. با خلق اينترنت و اى ميل در دهه ،۹۰ شبكه جهانى رايانه ها به شيوه اى موثر و سريع براى ايجاد ارتباط بدل شد. اما حتى در آن زمان نيز بحث هاى نگران كننده اى درباره احتمال بروز ترافيك سنگين در شبكه اطلاعاتى آغاز شده بود. نيلسن به بى بى سى گفته است: «آلودگى اطلاعاتى در واقع همان تردد حجم سنگين اطلاعات در اوج آن است.
اين وضع گاه شما را از انجام كارهايتان باز مى دارد.» وى اعتقاد دارد: «ايدئولوژى فناورى اطلاعاتى طى ۵۰ سال گذشته فقط و فقط اين بوده است كه هرچه اطلاعات بيشتر باشد، هرچه توليد اطلاعات انبوه تر باشد بهتر است.» اما به گفته نيلسن اينترنت اكنون به دستگاهى بدل شده است كه اطلاعات را بدون قائل شدن اولويت با سرعت منتشر مى كند. به گفته وى اى ميل نيز از ابعاد منفى اين پيامد است زيرا معجون عجيبى از ارتباطات جمعى و فردى است. البته چنين نيست كه همه اين ابزارهايى كه در اختيار مردم است بد باشد، بلكه اين تاثير جريان مهارنشده اطلاعات و ارتباطات است كه نيلسن را نگران مى كند.
او اين وضع را به آلودگى محيط زيست تشبيه مى كند. نيلسن اينترنت را به كارخانه اى تشبيه مى كند و معتقد است: اگر در جهان تنها يك كارخانه آلوده كننده وجود داشته باشد براى ما اهميت نخواهد داشت، اما اگر تعداد آنها يك ميليون باشد چرا. به همين ترتيب يك اى ميل خوب است، اما وقتى روزى ۲۰۰ اى ميل دريافت مى كنيد آن وقت مشكل ايجاد مى كند و مردم احساس خفگى مى كنند.»
وى گفت: «مثلاً صندوق اى ميل من غيرقابل رسيدگى است چون صدها پيام دريافت مى كنم.» وى اخطار مى دهد اگر مردم تدابيرى براى مقابله با اين وضع اتخاذ نكنند، توانايى خود را در استفاده سازنده و مفيد از رايانه از دست مى دهند و اين رايانه خواهد بود كه بر زندگى و كار مردم حكم مى راند. رئيس موسسه تحقيقات مطالعاتى نيلسن مى گويد: «بايد فيلترهاى ضدتبليغاتى هم داشته باشيم، و فكر مى كنم بايد قوانينى براى مبارزه با ارسال اى ميل هاى تبليغاتى وضع شود. بايد مردم را در مقابل ميزان آلودگى كه ايجاد مى كنند مسئول شناخت.
همانطور كه اگر كسى طبيعت را نابود مى كند مسئول است و بايد جريمه بپردازد، همين موضوع بايد درباره اى ميل هاى تبليغاتى صادق باشد.» در يك جمع بندى مى توان دريافت كه نظر استاد بهره ورى در اينترنت (نيلسن) در مورد آلودگى اطلاعاتى نظرى منعطف است.
به گفته وى حل مشكل آلودگى اطلاعاتى پيچيده نيست، اما مستلزم آن است كه مهار رايانه به دست گرفته شود. ايجاد اولويت، انضباط فردى در آنچه مى خوانيد و ارسال مى كنيد، فيلترها و نرم افزارهاى ضدتبليغاتى به تحقق اين هدف كمك خواهند كرد.
آلودگى اطلاعاتى از اقتصاد اطلاعات، ابزارهاى ديجيتالى و تجارت الكترونيك پديدار مى شود. مجموع فرآيندهاى ارتباطات الكترونيكى و هدف هاى اين ارتباطات و اطلاع رسانى كه در سرزمين ديجيتال صورت مى گيرد، در بروز اين آلودگى اطلاعاتى موثر است و نمى توان آن را از نظر دور داشت. اين آلودگى به محيط زيست آسيب فراوانى نخواهد زد. البته مسئله بازياب ابزارهايى مثل سى دى ها، لوازم سخت افزارى و اينچنينى، چالشى مهم براى دهه هاى آينده خواهند شد كه آلودگى سخت افزارى اطلاعاتى به شمار مى آيد.
آلودگى اطلاعاتى، تاثيرات مخرب روانى و رفتارى را در بين جوامع مختلفى كه اعتقاد زيادى به رفتارهاى سنتى قومى دارند، ايجاد نخواهد كرد. برقرارى ارتباطات الكترونيكى باعث كاهش ارتباطات فيزيكى و در صورت هاى غيرمجازى مى شود و اين را اكثر روانشناسان معتقد هستند. بنابراين بر مسئولان آموزشى، پرورشى و تدوين كنندگان برنامه هاى راهبردى توسعه فناورى اطلاعات و ارتباطات در كشور است كه به مسئله آلودگى اطلاعاتى و بحران هاى هويتى كه اين آلودگى مى توانند براى نسل هاى آينده ايجاد كنند، توجه شايانى داشته باشند.
عدم برخورد منعطف و ساختارى با مقوله ICT مفهومى نيست كه بتوان آن را از نظر دور داشت. پس اميدواريم راه حل هايى براى جلوگيرى از ديجيتالى گرايى مطلق در كشور و در حوزه ها و برنامه هاى گوناگون، طرح ريزى شود. به بازى گرفتن جامعه روانشناسان، جامعه شناسان و گروهى از پزشكان متخصص براى سازماندهى بهداشتى، استفاده از ابزارهاى ديجيتالى و مقابله با بروز يك آلودگى اطلاعاتى فرض مهمى است كه انتظار مى رود وزارت بهداشت با همكارى وزارت فناورى اطلاعات به آن توجه كنند.


 
+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در سه شنبه دوم اسفند 1384 و ساعت 5:35 |
يك روزنامه‌نگار آنلاين در برابر يك روزنامه‌نگار چاپي‌
چاپ و غرب وحشي وحشي اينترنت!

نويسنده :

01-بهمن-1384

  مترجم: دكتر‌ يونس‌ شكرخواه‌

جارويس:‌
چاپ‌ مرده‌ است،‌ چاپ‌ جايي‌ است‌ كه‌ واژه‌ها‌ براي‌ جان‌‌ سپردن‌ به‌ آنجا‌ مي‌روند.‌ ايده‌هايي‌ كه‌ رهسپار‌ صفحات‌ مي‌شوند،‌ در‌ همان‌ نقطه‌ به‌ پايان‌ مي‌رسند‌ و‌ در‌ بهترين‌ حالت‌ ممكن‌ در‌ آرشيوها‌ بي‌استفاده‌ مي‌مانند‌ و‌ در‌ حالتي‌ بدتر،‌ به‌ خمير‌ بازيافت‌ تبديل‌ مي‌شوند،‌ در‌ حالي‌ كه‌ مي‌توانستند‌ آنلاين‌ بمانند،‌ قابل‌ جست‌وجو‌ باشند،‌ قابل‌ كشف‌ باشند،‌ به‌ مطالب‌ ديگر‌ پيوند‌ بخورند‌ و‌ به‌ عنوان‌ بخشي‌ از‌ گفت‌وگو‌ زندگي‌ كنند
.



 رسانه‌ ديگر‌ معنايي‌ ندارد


در‌ دنياي‌ جديد،‌ رسانه‌ ديگر‌ معنايي‌ ندارد.‌ رسانه‌ها‌ خود‌ را‌ با‌ لوله‌هايي‌ كه‌ آنها‌ را‌ تغذيه‌ مي‌كنند،‌ تعريف‌ مي‌كنند.‌ اما‌ مردم‌ چنين‌ رفتاري‌ ندارند.‌ آنها‌ آنچه‌ را‌ كه‌ مي‌خواهند،‌ مي‌خواهند‌ و‌ درست‌ در‌ زمان‌ و‌ مكان‌ مناسب‌ هم‌ آنها‌ را‌ مي‌خواهند.


شركت‌هاي‌ رسانه‌اي‌ عاقل،‌ سعي‌ مي‌كنند‌ اين‌گونه‌ در‌ كنار‌ مخاطبان‌ خود‌ باشند‌ و‌ اين‌ در‌ حالي‌ است‌ كه‌ شركت‌هاي‌ رسانه‌اي‌ سخت‌سر،‌ جان‌ خواهند‌ سپرد. در‌ چاپ‌، ما‌ يك‌طرفه‌ حركت‌ مي‌كنيم‌ و‌ در‌ دنياي‌ وب‌ دو‌ طرفه.


 طول‌ ‌ عمر ‌ وبلاگ‌ها‌ ‌ زير‌ ‌ سؤال‌ است‌


گريفين:‌ بي‌ترديد‌ چاپ‌ جايي‌ است‌ كه‌ واژه‌ها‌ براي‌ زندگي‌ كردن‌ به‌ آنجا‌ مي‌روند.‌ ما‌ هنوز‌ داريم‌ متون‌ كهن‌ يوناني‌ را‌ مي‌خوانيم.‌ از‌ طرف‌ ديگر،‌ از‌ نظر‌ من،‌ طول‌ عمر‌ وبلاگ‌ها‌ زير‌ سؤال‌ است.‌ وبلاگ‌ از‌ اين‌ نظر‌ كه‌ شما‌ بدون‌ اديت‌ قبلي‌ و‌ دستكاري‌ در‌ مطلب‌ (از‌ طرف‌ ديگران)‌ مي‌توانيد‌ كارتان‌ را‌ منتشر‌ كنيد،‌ ابزار‌ فوق‌العاده‌اي‌ است‌ و‌ اينترنت‌ هم‌ از‌ اين‌ نظر‌ كه‌ مي‌توانيد‌ ‌ به‌ چيزهاي‌ مورد‌ علاقه‌تان‌ برسيد،‌ پديده‌اي‌ شگفت‌انگيز‌ است،‌ ولي‌ فراموش‌ نكنيد‌ كه‌ سردبيران‌ مقتدر،‌ مطلع‌ و‌ باهوش‌ هم‌ بسيار‌ با‌ ارزش‌ هستند.‌ چون‌ همين‌ سردبيران‌ هستند‌ كه‌ مطالب‌ و‌ عكس‌ها‌ را‌ با‌ بودجه‌اي‌ مناسب‌ توليد‌ مي‌كنند‌ و‌ مطالب‌ آنان‌ در‌ قياس‌ با‌ افرادي‌ كه‌ به‌ تنهايي‌ چيزي‌ منتشر‌ مي‌كنند،‌ بسيار‌ موثق‌تر‌ و‌ معتبرتر‌ است.


خواننده‌ نشريه‌اي‌ مثل‌ نشنال‌جئوگراف‌ مي‌تواند‌ بر‌ روي‌ اعتبار‌ مطالب،‌ صحت،‌ انسجام‌ و‌ ايجاز‌ مطالب‌ و‌ نيز‌ بر‌ روي‌ زيبايي‌ و‌ بر‌ روي‌ نثر‌ نويسندگان‌ باهوش‌ و‌ آثار‌ عكاسان‌ مطرح‌ جهاني‌ آن‌ حساب‌ كند.‌ خوانندگان‌ ما‌ ممكن‌ است‌ در‌ مطالعه‌ مجله‌ چيزهايي‌ ياد‌ بگيرند‌ كه‌ قبلاً‌ حتي‌ به‌ آنها‌ علاقه‌اي‌ هم‌ نداشته‌اند.‌


چاپ‌ هميشه‌ پيش‌ درآمد‌ كامل‌ براي‌ بحث‌هاي‌ آگاهانه‌ بوده‌ است‌ و‌ همچنين‌ ديباچه‌اي‌ براي‌ منابع‌ عميق‌ موجود‌ در‌ فضاي‌ وب.‌ ضمن‌ اينكه،‌ همين‌ عكس‌ها‌ و‌ مطالب‌ وب‌‌ سايت‌هاي‌ مجلات‌ است‌ كه‌ به‌ مبناي‌ جست‌وجو،‌ لينك‌ دادن،‌ گفت‌وگو‌ كردن‌ و‌ مجادله‌ كردن‌ براي‌ افرادي‌ تبديل‌ مي‌شود‌ كه‌ وقت‌ و‌ تمايل‌ لازم‌ را‌ براي‌ چنين‌ كارهايي‌ دارند.‌ وب‌ دوست‌ چاپ‌ است،‌ نه‌ قاتل‌ آن.‌


 جهان‌ اشباع‌ شده‌ از‌ اطلاعات‌


جارويس:‌ فرض‌ كنيد‌ شما‌ صاحب‌ نشريه‌ نئواورلئان‌ تايمز‌ هستيد‌ و‌ توفان‌ كاترينا‌ دار‌ و‌ ندارتان‌ را‌ كه‌ همان‌ رسانه‌تان‌ باشد،‌ از‌ بين‌ برده‌ باشد.‌ حالا‌ شما‌ چه‌ هستيد؟‌ روزنامه‌ها‌ به‌ اينترنت‌ سرازير‌ شدند‌ تا‌ به‌ هر‌ وسيله‌ ممكن‌ اطلاع‌رساني‌ كنند،‌ اخبار‌ را‌ از‌ منابع‌ گوناگون‌ گردآوري‌ كنند‌ و‌ مردم‌ و‌ خانواده‌ها‌ و‌ تيم‌هاي‌ نجات‌ را‌ كنار‌ يكديگر‌ قرار‌ دهند‌ و‌ اين‌ يعني‌ برقراري‌ ارتباط.


بيست‌ سال‌ بعد‌ كه‌ رسانه‌ ديگر‌ مهم‌ نخواهد‌ بود،‌ شما‌ چه‌ خواهيد‌ بود؟


من‌ در‌ وبلاگ‌ خودم‌ در‌ اين‌باره‌ كه‌ در‌ جهان‌ اشباع‌ شده‌ از‌ اطلاعات،‌ نه‌ توزيع‌ و‌ نه‌ محتوا‌ هيچ‌كدام‌ سلطان‌ نيستند،‌ مطالبي‌ نوشته‌ام.‌ پادشاهي‌ اين‌ دوران،‌ گفت‌وگو‌ است‌ و‌ سلطان‌ آن‌ اعتماد.‌ از‌ نظر‌ من‌ ثروت‌ شما‌ مطالب‌ و‌ سردبيرانتان‌ نيستند،‌ بلكه‌ جامعه‌اي‌ است‌ كه‌ اطراف‌ آنها‌ گرد‌ آمده‌ است.‌ من‌ حالا‌ دوست‌ دارم‌ از‌ خرد‌ جمعيتي‌ بشنوم‌ كه‌ به‌ عنوان‌ خواننده‌ گرد‌ نيويورك‌ جمع‌ شده‌اند‌ و‌ خودشان‌ هم‌ مي‌نويسند.‌ من‌ به‌ پاوكست‌ها‌ ‌ (فايل‌هاي‌ صوتي‌ در‌ نقش‌ راديو)‌ گوش‌ مي‌دهم‌ و‌ به‌ عنوان‌ روزنامه‌نگار‌ دلم‌ مي‌خواهم‌ براي‌ اين‌ جمع،‌ ابزار‌ فراهم‌ كنم.‌ به‌ آنها‌ آموزش‌ دهم،‌ توجه‌ كنم‌ و‌ دلم‌ مي‌خواهد‌ درآمد‌ هم‌ داشته‌ باشند‌ تا‌ هر‌ چه‌ بيشتر‌ بتوانند‌ به‌ پوشش‌ اخبار‌ محلي‌ بپردازند.


به‌ پوشش‌ اخباري‌ كه‌ ما‌ نمي‌توانيم‌ همه‌ آنها‌ را‌ پوشش‌ دهيم‌ و‌ از‌ اين‌ طريق‌ است‌ كه‌ مي‌توانيم‌ از‌ حد‌ روزنامه‌نگار‌ و‌ گزارشگر‌ فراتر‌ رويم.‌ بنابراين‌ نگران‌ بلاگرها‌ و‌ يا‌ اينكه‌ چه‌ رسانه‌اي‌ چطور‌ مي‌تواند‌ به‌ رسانه‌اي‌ ديگر‌ كمك‌ كند،‌ نباشيد.


گريفين:‌ من‌ مطمئن‌ هستم‌ كه‌ در‌ بيست‌ سال‌ آينده،‌ نام‌هايي‌ چون‌ نشنال‌جئوگراف‌ باقي‌ خواهند‌ ماند‌ و‌ به‌ حيات‌ خود‌ ادامه‌ خواهند‌ داد‌ و‌ حتي‌ بين‌المللي‌تر‌ هم‌ خواهند‌ شد.‌


سهم‌ مركب‌ بر‌ روي‌ كاغذ‌ در‌ عرصه‌ مجله‌ها‌ كم‌تر‌ خواهد‌ شد‌ و‌ مجلات‌ حالت‌ آنلاين‌ هم‌ به‌ خود‌ خواهند‌ گرفت‌ و‌ يا‌ از‌ مركب‌ الكترونيك‌ هم‌ استفاده‌ خواهد‌ شد.‌ استفاده‌ از‌ فيلم‌ و ‌ سفارش‌ بر‌ اساس‌ تقاضا‌ هم‌ بالا‌ خواهد‌ گرفت.‌ رسانه‌هاي‌ جديد‌ متولد‌ شده‌اند‌ و‌ مردم‌ انتخاب‌هاي‌ گس ترده‌تري‌ دارند‌ و‌ سيستم‌هاي‌ اقتصادي‌تر‌ و‌ بادوام‌تر‌ توزيع‌ را‌ هم‌ به‌ خدمت‌ خواهند‌ گرفت.


 غرب‌ وحشي‌ وحشي‌ اينترنت‌


در‌ غرب‌ وحشي‌ وحشي‌ اينترنت‌ نام‌هاي‌ بزرگ‌ در‌ بالا‌ تثبيت‌ خواهند‌ شد‌ و‌ اجزاي‌ كوچك‌ بي‌شمار‌ در‌ پايين‌ قرار‌ خواهند‌ گرفت.‌ مردم‌ هم‌ وقت‌ و‌ حوصله‌ لازم‌ ‌ را‌ براي‌ ديدن‌ همه‌ انتخاب‌هاي‌ موجود‌ ندارند‌ و‌ بنابراين‌ نقش‌ سردبير‌ و‌ اديت‌ چه‌ به‌ عنوان‌ انسان‌ و‌ چه‌ به‌ صورت‌ الكترونيك‌ براي‌ مردم‌ كه‌ به‌ دنبال‌ ساماندهي،‌ تعيين‌ اعتبار‌ و‌ غربال‌ كردن‌ منابع‌ اطلاعاتي‌ و‌ محتواي‌ فراوان‌ موجود‌ هستند،‌ بيش‌ از‌ پيش‌ اهميت‌ خواهد‌ يافت.‌ ولي‌ به‌ هر‌ حال،‌ نياز‌ به‌ اطلاعات،‌ سرگرمي‌ و‌ انگيزه‌ كماكان‌ به‌ قوت‌ خود‌ باقي‌ مي‌ماند.


مدل‌هاي‌ اقتصادي‌ به‌ اندازه‌ خود‌ رسانه‌ها،‌ متنوع‌ خواهند‌ بود‌ و‌ همه‌ به‌ هر‌ حال‌ به‌ دنبال‌ اين‌ موضوع‌ هستند‌ كه‌ در‌ اين‌ جهان‌ پيوسته‌ در‌ حال‌ تغيير،‌ چطور‌ موثرتر‌ خريد‌ كنند.


توقع‌ خوانندگان‌ دستيابي‌ به‌ اطلاعات‌ رايگان‌ و‌ يا‌ اطلاعات‌ ارزان‌قيمت‌ است.‌ بنابراين‌ بودجه‌هاي‌ تحريري‌ هم‌ كم‌تر‌ خواهد‌ شد.‌ مردم‌ مي‌توانند‌ مقاله‌ يا‌ عكس‌ يا‌ تك‌نسخه‌ بخرند‌ و‌ يا‌ مشترك‌ شوند‌ و‌ يا‌ اينكه‌ از‌ آرشيوها‌ و‌ كتابشناسي‌ها‌ اطلاعات‌ بخرند.


 جهان‌ ‌ ‌ پايين‌ ‌ به‌ ‌ بالا


جارويس:‌ اما‌ اقتصاد‌ اين‌ صنعت‌ بايد‌ تغيير‌ كند.‌ كلينر‌ پركينز‌ و‌ وينود‌ خوسلا‌ از‌ شركت‌ ‌‌ ‌VC  در‌ كنفرانس‌ وب-‌ 2‌ گفتند؛‌ مدل‌ <محتواي‌ از‌ بالا‌ به‌ پايين>‌ ديگر‌ جواب‌ نمي‌دهد‌ و‌ طبق‌ پيش‌بيني‌ آنها‌ ما‌ در‌ جهان‌ <پايين‌ به‌ بالا>‌ به‌ سر‌ خواهيم‌ برد.


بايد‌ به‌ دنبال‌ راه‌هايي‌ باشيم‌ كه‌ مردم‌ خرد‌ جمعي‌ را‌ كسب‌ كنند‌ و‌ مردم‌ به‌ قول‌ شما‌ دارند‌ آن‌ اجزاي‌ پاييني‌ را‌ اديت‌ مي‌كنند‌ و‌ بسيار‌ هم‌ خوب‌ اين‌ كار‌ را‌ مي‌كنند.‌ الان‌ بهترين‌ عكس‌ها‌ در‌ سايت‌ فليكر‌ هستند‌ كه‌ به‌ نوعي‌ حتي‌ رقيب‌ عكس‌هاي‌ نشنال‌جئوگراف‌ به‌ حساب‌ مي‌‌آيند.‌ مردم‌ هوش‌ و‌ ذائقه‌ دارند‌ وگرنه‌ نشريه‌ شما‌ را‌ نمي‌خريدند.‌ اين‌طور‌ نيست؟‌


و‌ اجازه‌ بدهيد‌ حالا‌ با‌ اين‌ پرسش‌ از‌ شما‌ به‌ حرف‌هايم‌ خاتمه‌ بدهم:‌ مردم‌ چه‌ وقت‌ در‌ انتظار‌ اطلاعات‌ ارزان‌قيمت‌ مي‌مانند‌ و‌ چقدر‌ طول‌ مي‌كشد‌ تا‌ بازارياب‌ها‌ به‌ اندازه‌ رسانه‌هاي‌ قديمي‌ به‌ رسانه‌هاي‌ جديد‌ بها‌ بدهند؟


 سونامي‌ ‌ مالي‌ ‌ در‌ ‌ وب‌


گريفين:‌ موافقم‌ كه‌ برندگان‌ كساني‌ خواهند‌ بود‌ كه‌ مخاطبان‌ را‌ با‌ شيوه‌هاي‌ جذاب‌ گرد‌ خود‌ جمع‌ كنند،‌ يعني‌ مثل‌ كاري‌ كه‌ گوگل‌ با‌ ايجاد‌ بخش‌ <زمين‌> ‌(Google ‌Earth)  كرد‌ يا‌ كارهاي‌ جذاب‌ ديگري‌ كه‌ سايت‌هاي‌ ديگر‌ انجام‌ داده‌اند.‌


گفته‌ مي‌شود‌ ستاره‌شناسان‌ آماتور‌ كه‌ فقط‌ از‌ وب‌ استفاده‌ مي‌كنند،‌ اين‌ روزها‌ بيشترين‌ اكتشافات‌ را‌ در‌ فضا‌ دارند.‌ اگر‌ اين‌ حرف‌ صحت‌ داشته‌ باشد،‌ الهام‌بخش‌ است‌ و‌ نشان‌ قدرت‌ اينترنت‌ و‌ خرد‌ آماتورها.‌ و‌ البته‌ كه‌ عكس‌هاي‌ افسانه‌اي‌ هم‌ در‌ فليكر‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد.‌ اما‌ ما‌ براي‌ حفظ‌ رهبري‌ نشنال‌جئوگرافي‌ در‌ جهان‌ فتوژورناليسم‌ دنبال‌ تقدير‌ از‌ بهترين‌ عكس‌ها‌ و‌ عكاس‌ها‌ هستيم‌ و‌ اگر‌ ما‌ اين‌ كار‌ را‌ نكنيم،‌ ديگران‌ خواهند‌ كرد.


 اوضاع‌ ‌ سختي‌ ‌ شده‌ ‌ است‌


نمي‌دانم‌ بازاريابان‌ چگونه‌ از‌ رسانه‌هاي‌ جديد‌ حمايت‌ خواهند‌ كرد.‌ اما‌ يك‌ سونامي‌ مالي‌ در‌ وب‌ به‌ وقوع‌ پيوسته‌ و‌ بخشي‌ از‌ آن‌ هم‌ نصيب‌ بلاگرها‌ خواهد‌ شد.‌ اما‌ آگهي‌دهندگان‌ عوامل‌ تغيير‌ نيستند.‌ آنها‌ ريسك‌پذير‌ نيستند.‌ آنها‌ به‌ راحتي‌ طرف‌ چيزهايي‌ كه‌ برايشان‌ قابل‌ اندازه‌گيري‌ نيست،‌ نمي‌روند‌ و‌ در‌ اين‌ مرحله‌ هم‌ گمان‌ نمي‌كنم‌ خودشان‌ را‌ به‌ خاطر‌ مخاطبان‌ اندك،‌ به‌ خطر‌ و‌ دردسر‌ بيندازند‌ و‌ همان‌طور‌ كه‌ ديديد،‌ آنها‌ سايت‌ گاكر‌ را‌ به‌ جاي‌ نيويورك‌ تايمز‌ خريدند.‌ اوضاع‌ سختي‌ شده‌ است،‌ اما‌ در‌ تحليل‌ نهايي‌ كيفيت،‌ نحوه‌ عمل‌ و‌ علاقه‌ بر‌ موانع‌ غلبه‌ خواهد‌ كرد.


جستجو :
آرشيو:
سال
فروردين ارديبهشت خرداد
تير مرداد شهريور
مهر آبان آذر
دي بهمن اسفند
[Version 2.0 - Developed
+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در سه شنبه دوم اسفند 1384 و ساعت 5:30 |

امپریالیسم رسانه‌ای و افكار عمومي

کشورهايي كه از تكنولوژي هاي وسيع و پيشرفته ارتباطي برخوردارند، قدرت تحميل پوشش رسانه اي خود را بر نقاط مختلف جهان دارا هستند.


بنابراين، كشورهاي دارا به واسطه ابزارهاي ارتباطي نظير ماهواره ها و اينترنت - كه مشخصاً در اختيار آنهاست - پوشش اطلاعاتي و خبري جهان را در جهت سياست هاي سلطه گري به انحصار خود در مي آورند. رسانه هاي پيشرفته چنين توانايي هايي را در صاحبان آن مهيا مي كنند. در چنين شرايطي است كه مفهوم امپرياليسم رسانه اي جان مي گيرد و رسانه ها، ابزارهايي تلقي مي شوند در دست دارندگان آن براي تحكم آنچه كه انتظار مي رود جهان پيرامون آنها به رنگ آن درآيد.


افكار عمومي از قدرت ديد بصري و شنوايي گسترده اي برخوردار نيست تا بتواند بر هر آنچه در جهان خارج اتفاق مي افتد احاطه داشته باشد. بنابراين رسانه ها، جاي اين نقيصه را پر مي كنند. اگرچه افكار عمومي  بر آنچه از سوي رسانه ها پوشش داده مي شود اعتماد يقيني ندارد اما به هر حال تا حدود زيادي ازآن تأثير مي پذيرد.


غول‏های خبری ، خبرگزاری‏ها و رسانه‏های قدرتمند و مشهورغربی از شیوه‏های گوناگونی برای حفظ تسلط خود به جریان اطلاع رسانی در جهان استفاده می‏کنند و نقش آنها در این زمینه غیر قابل انکار است.


مهمترین نکته در این زمینه به حجم بالای اخبار و اطلاعاتی مربوط می‏شود که توسط خبرگزاری‏های غربی تولید می‏شود ، آمار نشان می‏دهد که 4 خبرگزاری فرانسه، رویترز، آسوشیتدپرس و یونایتدپرس به تنهایی بیش از 90 درصد خبرهای خارجی روزنامه‏ها و سایر وسایل ارتباط جمعی را تامین می‏کنند و منبع تامین اطلاعات مورد نیاز رسانه های دیگر نقاط جهان و بالاخص آسیا و آفریقا به حساب می‏آیند


شش ابر رسانه آمریکایی


در اينجا اشاره ای کوتاه به شش ابر رسانه آمریکایی که محصولات رسانه‌ای را در ایالات متحده و سایر نقاط جهان تولید و کنترل می‏کنند،داريم.


1) ای او ال – تایم وارنر: این کمپانی عظیم بخش اصلی بازار فیلم، شبکه (CNN)، اینترنت و رسانه‌های ‌چاپی را قبضه کرده و بزرگترین انحصار جهانی در زمینه رسانه ای است. این شرکت بزرگ از ترکیب غول بزرگ و جدید امریکن آن لاین با غول سنتی رسانه ای با نام تایم وارنر به وجود آمد.


2) وایاکام: دومین شرکت بزرگ رسانه‌ای آمریکاست که مالک شبکه‌های ‌تلویزیونی متعددی چون شبکه سراسری CBS آمریکا است.


3) نیوز کورپوریشن: سومین شرکت رسانه‌ای بزرگ آمریکا که متعلق به غول ثروتمند رسانه‌ای جهان (روبرت مرداک) است. فاکس و فاکس نیوز که از شبکه‌های ‌جنجالی خبرساز محسوب می‏شوند متعلق به این شرکت هستند. نیوزکورپ در انگلستان شبکه تلویزیونی اسکای (Sky) را در اختیار دارد.


4) والت دیزنی: با شنيدن نام والت دیزنی قطعا به یاد کارتون‌های جذاب سینمایی و تلویزیونی می‏افتيد.اين کمپانی بزرگ‌ترین شرکت رسانه‌ای منحصرا سرگرم کننده آمریکا و جهان است.


5) برتلزمان: سرمایه‌گذاران اين شرکت آمریکایی ـ اروپایی هستند و نفوذ آن در اروپا بسیار چشمگير است و سود دهی بسیاری دارد. گستره نفوذ این کمپانی در خارج آمریکا در مقایسه با دیگر رسانه‌های ‌آمریکایی به حدی است که برخی آن را یک کمپانی غیر آمریکایی قلمداد می‏کنند.


6) جنرال الکتریک: این شرکت مالک شبکه‌های NBC و CNBC است و از قدیمی ترین شرکت‌های بزرگ آمریکایی است که سابقه آن حتی به پیش از اختراع رادیو و تلویزیون می‏رسد.


به نظر می‏رسد که همه انواع رسانه‌ها، از تلویزیون و سینما گرفته تا موسیقی و مطبوعات، تحت کنترل چند انحصار جهانی هستند.


تا زمانی که این انحصار غیر طبیعی بر رسانه‌ها ‌وجود دارد همه محصولات آن‌ها و حتی اطلاع رسانی و اخبار آن‌ها را باید با دیده تردید نگریست، زیرا مسلم است که هدف اولیه این کمپانی‌های ‌عظیم ، سلطه جویی اقتصادی است، نه اطلاع رسانیونبايد اين نکته مهم را فراموش کنيم که رسانه های غربی علاوه بر ایفای نقش جاده صاف‌کن برای دولت‌هایشان روند رویدادها را تسریع و حتی وارونه و تحریف می‌کنند و واقعیت را آن‌طور که می‌‌خواهند جلوه می دهند.


در پایان می توان گفت که تكنولوژي هاي ارتباطي پيش از آن كه در خدمت بشر پيش روند، اغلب در خدمت قدرت هاي سياسي عمل مي كنند  و آنگونه که خود می خواهند افکار عمومی را  تحت تاثیر قرار می دهند.


منابع:
- امپریالیسم رسانه‌ای؛ واقعیت وارونه!، سایه نیکانلو . روزنامه هموطن سلام.  بهمن 84


- سلطه پنهان، رسانه هاي غرب؛ گرانيگاه سياست هاي امپرياليستي. وب سایت باشگاه اندیشه به نقل از روزنامه همشهری. اسفند 84

  

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در سه شنبه دوم اسفند 1384 و ساعت 5:24 |
مفهوم واژه اسکیما (Schema) که جمع آن هم اسکیماتا (schemata) است؛ تا حد زیادی شبیه مفاهیمی است که در تئوری نسبت دادن مطرح کردم
اسکیما هم به مثابه یک نگره غالب ثابت که می شود گفت تا حدودی همان مدل و قالب ثابت ذهنی است؛ مثل تئوری نسبت دادن دنبال روشن ساختن این نکته است که انسانها چطور به نسبت به یک دیگر قضاوت می کنند.
یافته های ارتباطی در این باره هم حاکی از آن است که درک ما از دیگران یا آنچه به دیگران نسبت می دهیم؛ و در واقع قضاوت ما درباره دیگران ممکن است تحت تاثیر اسکیماتا یا کلیشه هایی باشد که از قبل به عنوان پیش فرض در ذهن داریم.
مثال مناسبی که در این زمینه مطرح است دوچرخه سواری است. وقتی یکبار یاد می گیریم چطور سوار دوچرخه شویم و بدون افتادن پدال بزنیم؛ همیشه هنگام سوار شدن دوچرخه از همان اسکیما استفاده می کنیم. و سپس اگر به جای دوچرخه سوار موتورسیکلت شویم از اسکیمای دوچرخه برای حفظ تعادل خود بر روی موتورسیکلت استفاده می کنیم؛ به علاوه یاد گرفتن چند مهارت تازه مثل کلاچ گرفتن برای تعویض دنده و ...
حالا اجازه بدهید مثالی بزنم. اگر اسکیمای شما در باره کت و شلوار (لباس رسمی) منفی باشد؛ این اسکیما باعث می شود که آدم های کت و شلوار پوش همگی منفی بشوند و احتمالا همه اسپورت پوش ها مثبت!
نکته اینجاست که اگر اسکیماتای خود را برای ارتباط با افراد جدید کنار نگذاریم؛ و به عبارت بهتر با اسکیماتای ثابت به سراغ افراد متغیر و متفاوت برویم؛ آنگاه اسکیماتا؛ نه تنها به عنوان مانع ارتباط عمل می کند؛ بلکه افراد را هم می رنجاند.

 
+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در سه شنبه دوم اسفند 1384 و ساعت 5:21 |
تا كنون در بحث رسانه بيشتر از تاثيرات آن در جهان ذهني، عادات و نگرش هاي ما سخن مي رفت. اما نكنولوژي جديد جنبه اي ديگر را در زندگي ما گشوده است كه بيش از اين شايسته توجه است. اين تكنولوژي نقش ما را از تماشاگري به بازيگري تبديل ساخته است. ما با ابزارهاي جديد به صف عظيم توليدكنندگان فرهنگي پيوسته ايم. براي مثال در يك كنسرت بسيار كسان را مي بينيد كه با موبايل ضبط مي كنند و يا براي فردي ديگر در آن سوي خط امكان مشاركت در كنسرت را فراهم مي كنند. اين خيل عظيم توليد كنندگان فرهنگي اكنون در تمام جاها حضور دارند و ما يا خود دوربين به دست از ديگران فيلم و عكس تهيه مي كنيم و يا ديگران از ما. در هر حال، ما يا بازيگر صحنه ايم و يا در مقام توليد كننده بازيگريم. تكنولوژي جديد نقش تماشاگري را از ميان برده است. اكنون در برابر دوربين ها مثل هنرپيشه ها نقش بازي مي كنيم. ما در برابر دوربين ها زندگي مي كنيم و زندگي بيش از پيش به مديريت نقش (به تعبير گافمن) بدل مي شود. اما فقط دوربين ها نيستند كه ناظر اعمال ما هستند. ما در برابر وبلاگ ها هم بي پناهيم. اگر در برابر دوستي يا غريبه اي كه وبلاگ دارد، حرفي بگويي بايد احتمال انعكاس در وبلاگ بدهي. نفوذ رسانه ها به زندگي ما عرصه خصوصي را لاغر ساخته است. هنوز هم اين بحث فيلمبرداري از استخرهاي زنانه و فروش آن جدي است. فيلمبرداري از مراسم و عرضه آن به شكل عمومي منتفي نشده است. رسانه ها ما را به هنرپيشه و زندگي ما را به نمايش بدل ساخته است. گمان مي كنم اين نقش رسانه در دگرگون ساختن زندگي روزمره بيش از اين مورد توجه قرار خواهد گرفت.
+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در سه شنبه دوم اسفند 1384 و ساعت 5:16 |