تبليغاتX
جامعه اطلاعاتی
حق؛ گرفتني يا دادني؟ 
طلاق تابعي است وابسته به ازدواج. به محض اين كه پيمان ازدواج بين دو نفر منعقد شد، طلاق به عنوان يك احتمال براي زندگي آنها متولد مي شود.
هيچ زن و مردي به قصد طلاق با يكديگر ازدواج نمي كنند. اما بر حسب فرهنگ هاي مختلف هميشه درصدي از اين ازدواج ها به طلاق منجر مي شود.
آمار مي گويد ۲۵ درصد ازدواج ها در تهران به طلاق منجر مي شود و اين بالاترين رقم در ميان مناطق و شهرهاي كشور است.
استان تهران تنها در سال ۱۳۸۰ در قبال هر ۵/۸ مورد ازدواج شاهد يك واقعه جدايي بوده است. رقمي كه براي شهر تهران يك طلاق در ازاي پنج ازدواج است.
متأسفانه آمار طلاق در كشور براي سال ۸۰ سير صعودي را نشان مي دهد. درصد افزايش طلاق در استانهاي كشور به شرح ذيل است:
سيستان و بلوچستان ۳/۲۷، يزد ۵۶، اصفهان ۴/۹۲، كرمانشاه ۶/۳۹، همدان ۱۲/۲، بوشهر ۲۱/۹، گيلان ۱۱، كردستان ۱۲/۷، هرمزگان ۱۶، لرستان ۱۲، سمنان ۱۸/۷۷.
در شهرستانها نيز وضعيت چندان خوشايند نسبت، به عنوان مثال كرج ۲۶/۷ درصد، گناوه ۴۹ درصد، بروجرد ۱۷ درصد، شاهرود ۷ درصد، خمين ۴۴ درصد و كاشان ۲۰ درصد افزايش را نشان مي دهد. از اين ميان ۸۲ درصد مراجعان را زنان تشكيل مي دهند.
بنابر همين آمار در ميان درخواست كنندگان طلاق زنان شاغل سهمي نسبتاً دو برابر زنان خانه دار را به خود اختصاص مي دهند.
حقيقت اين است كه از قديم الايام زنان براي طلاق با مشكلات عديده اي مواجه بوده اند. واقعيت نشان مي دهد آنها گاه براي تحقق اين خواسته خود بايد ماهها و حتي سالها به انتظار بنشينند تا شايد دريچه اميدي براي زندگي دوباره به رويشان گشوده شود.
قانون مدني در ايران حق طلاق را به مرد واگذار كرده است و چنانچه زن بخواهد خود را مطلقه كند بايد آن را به عنوان شرط ضمن عقد در عقدنامه قيد كند.
البته نوع ديگر طلاق «توافقي» است كه در آن زن مي تواند با توافق همسر خود طلاق بگيرد. اما اين توافق اغلب به منزله چشم پوشي زن از حقوق خود ازجمله مهريه، جهيزيه و حتي حق نگهداري و گاه ديدار با فرزند است.
قانون براي رفع مشكل زنان راه حل خود را در قالب ماده ۱۱۳۰ قانون مدني ارائه كرده. اين ماده اولين بار در ۱۳۱۴ به تصويب رسيد. مفاد اين قانون مي گفت زن در شرايطي مي تواند از همسرش جدا شود كه:
الف: اگر شوهر ساير حقوق واجبه را وفا نكند و اجبار او هم بر ايفاء ممكن نباشد.
ب: سوء معاشرت شوهر به حدي كه ادامه زندگاني زن را غير قابل تحمل سازد.
ج- در صورتي كه به واسطه امراض مسري صعب العلاج دوام زناشويي براي زن موجب مخاطره شود.
بدين ترتيب قاضي فقط با توجه به موارد فوق مي توانست مجوز طلاق را براي زن صادر كند.
اما اين موارد نمي توانست همه مشكلات و سختي هايي را كه عرصه زندگي مشترك را بر يك زن دشوار مي ساخت پوشش دهد. در اين مواد به هيچ وجه به حوزه هاي فردي نظير عواطف، اشتراكات فرهنگي، حقوق انساني و... اشاره نشده بود. قاضي نيز نمي توانست خلاف مواد مندرج تصميم بگيرد.
پس در سال ۶۱ اين مصاديق را حذف كردند و قانون تبديل شد به:
زن مي تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاي طلاق كند. در صورتي كه براي محكمه ثابت شود كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج باشد مي تواند براي جلوگيري از ضرر زوج را اجبار به طلاق كند، در صورت ميسر نشدن به اذن حاكم شرع طلاق داده مي شود.
اين قانون در ابتدا به صورت آزمايشي به مرحله اجرا گذاشته شد. آزمايشي كه تا سال ۱۳۷۰ تدوام يافت. در اين سال از ماده مذكور(۱۱۳۰) مواردي حذف شده و به صورت ذيل درآمد:
در صورتي كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وي مي تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاي طلاق كند، چنانچه عسر و حرج مذكور در محكمه ثابت شود، دادگاه مي تواند زوج را اجبار به طلاق نمايد و در صورتي كه اجبار ميسر نباشد، زوجه به اذن حاكم شرع طلاق داده مي شود.
بدين ترتيب تشخيص ضرورت طلاق به قاضي سپرده شد. اما اين واقعه دردسرهاي زنان را در مواردي بيشتر كرد:
خانمي كه نخواست نامش فاش شود مي گويد:« در سن ۳۲ سالگي براي طلاق اقدام كردم. ولي بعد از گذشت سالها نتوانستم طلاق خود را بگيرم. در اين مدت هميشه در بيم و هراس بودم در زمان تقاضاي طلاق كارمند يكي از ادارات بودم. سالها با همسري ساختم كه تعادل رواني نداشت. دخترم سه ساله بود به دادگاه براي تقاضاي طلاق مراجعه كردم ولي دادگاه با اين امر موافقت نكرد. بالاخره هر طور بود از دادگاه خواستم كه دخترم را به من بسپارد تا من جدا از همسرم زندگي كنم و گفتم اگر طلاق نمي دهيد بگذاريد اين دختر را در آرامش بزرگ كنم. نفقه، مهريه و حق مسكن هم نمي خواهم. سالها به همين شكل گذشت و من هميشه در هراس و كابوس بودم كه او باعث آزار و اذيت ما شود. در اين مدت چندين بار به دادگاه مراجعه كردم ولي نتيجه اي نگرفتم. كلافه شده بودم، همسري نداشتم ولي نام او را به يدك مي كشيدم، تا اين كه با مشورت با يكي از وكلا و طرح شكايت من در دادگاهي ديگر اين مسأله بعد از ساليان سال حل شد و من طلاق خود را گرفتم. وي مي گويد:« اين تأخير فقط به خاطر اختلاف و رأي نظر قضات بود». مجلس شوراي اسلامي براي رفع اين مشكل تبصره اي را به ماده ۱۱۳۰ افزود كه در آن مصاديق عسر و حرج به صراحت اعلام شد. يعني به نوعي بازگشت به وضعيت سال ۱۳۱۴ ولي با اين تفاوت كه مصاديق بيشتر شد، قانون فوق الذكر بهتر از قانون قبلي بود، چون در آن مصاديق زيادي مطرح شده است نظير:
۱- ترك عمدي همسر توسط زوج، حداقل به مدت ۶ ماه بدون عذر
۲- اعتياد مضر به يكي از انواع مخدر
۳- استنكاف از پرداخت نفقه
۴- عدم امكان بر الزام او به تأديه
۵- ابتلاي زوج به امراض مسري و صعب العلاج يا هر عارضه ديگري كه دوام زناشويي و سلامت زوجه را خطر اندازد.
۶- عقيم بودن زوجه به نحوي كه مانع بچه دار شدن زوجه شود.
۷- سوء رفتار و معاشرت زوج در حدي كه عرفاً با توجه به اوضاع و احوال اجتماعي، اخلاقي و روحي از نظري مكاني، زماني براي زوجه قابل تحمل نباشد.
۸- اختيار همسر ديگر در صورت عدم استطاعت بر اجراي عدالت
۹- عدم رعايت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال به كار يا حرفه اي كه منافي با مصالح خانوادگي يا حيثيت زوجه باشد.
۱۰- محكوميت قطعي زوج به حبس در اثر ارتكاب جرائمي كه مغاير با حيثيت خانوادگي و شئون زوجه باشد.
***
واقعيت اين است كه ارتقاء سطح آگاهي، رشد علمي، افزايش مسئوليت پذيري و دهها دليل و واقعه ديگر موجب شد، تا زنان حقوق فراموش شده خود را از زندگي مشترك طلب كنند و اين قانون با همه تلاشي كه براي مساعدت به زنان در آن شده بود نمي توانست به صورت كامل ضامن حقوق زن براي رهايي از ازدواجي باشد كه تأمين كننده سلامت رواني، تعادل رفتاري، ارتقا اجتماعي و ... او باشد. اما همين قانون نيز پس از كش و قوس هاي مجلس و شوراي نگهبان سر از مجمع تشخيص مصلحت در آورد و در مجمع نيز با حذف مواردي همچون استنكاف از پرداخت نفقه، عقيم بودن مرد، ازدواج مجدد و تغييراتي ديگر به تصويب رسيد.
سمانه بامشاد

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383 و ساعت 14:7 |
گفت وگو با مديركل بازرگاني صداوسيما درباره تبليغات تلويزيوني

  به باور مسئولان بازرگاني صداوسيما توليد و پخش آگهي هاي تلويزيوني نوعي اطلاع رساني براي مردم است و يا به عبارتي ديگر نوعي ايجاد رقابت براي توليد كالاهاي باكيفيت است. عليرغم چنين استدلال منطقي، مردم با ديدن برخي از آگهي هاي تلويزيوني بيشتر به عدم مطلوبيت آنها پي مي برند، در تصور عامه اينگونه تبليغ شده كه اغلب كالاهاي غيركيفي و بنجل با زور و ضرب آگهي هاي تلويزيوني به فروش مي رسند وگرنه طبق ضرب المثل ايراني، مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد!
خانم «سمانه بامشاد» در زمينه تنوع آگهي هاي تجاري و نحوه پخش آنها از شبكه هاي تلويزيوني گفتگويي را با دكتر انصاري، مديركل بازرگاني صدا وسيما انجام داده است كه مي خوانيد.
* آگهي هاي تلويزيوني چه نقشي در زمينه اشتغال زايي جامعه دارد؟
-آگهي هاي تلويزيوني در واقع با ايجاد بازار خريد و ايجاد تقاضا و توسعه مبادلات بخشي از نيازهاي مربوط به اشتغال در جامعه را جواب مي دهند.
* آيا اصولاً نيازي به پخش تبليغات تجاري از تلويزيون داريم؟
- بله، پخش تبليغات از تلويزيون به چند دليل ضروري است، تلويزيون طبق قانون اساسي در انحصار دولت است، صاحبان كالا امكان پخش آگهي در شبكه هاي خصوصي را ندارند و بايد از اين فرصت استفاده كنند تا بتوانند محصولات خود را عرضه كنند. از جهت ديگر تلويزيون با پخش آگهي فرهنگسازي نيز مي كند و با تبليغات خود در زمينه هاي توليد، توزيع، مصرف، و هدايت سرمايه گذاري با سازوكار تبليغات تاثيرگذار است، از جهت ديگر همه ساله در بودجه سازمان صداوسيما بخشي از بودجه از طريق تبليغات و آگهي تلويزيوني بدست مي آيد. در حال حاضر، چيزي نزديك به ۲۵ تا ۳۰ درصد بودجه سازمان صداوسيما از اين طريق تامين مي شود. طبيعي است كه در اين راستا سازمان صداوسيما به پخش آگهي هاي تلويزيوني مي پردازد تا بتواند بودجه خود را تامين كند.
* در دهه ۶۰ آگهي در تلويزيون جايگاهي نداشتند ولي از دهه ۷۰ به بعد اين آگهي ها روز  به روز بيشتر شدند، چرا؟
- در دهه ۶۰ به دليل فضاي جنگ تحميلي و دفاع مقدس تمام امكانات كشور در خدمت توان و مسائل دفاعي كشور بود. اما بعد از جنگ تحميلي در دهه ۷۰ با آغاز سازندگي در جامعه و توسعه سرمايه گذاري و توسعه بازار اشتغال و مصرف، فضا به شكلي درآمد كه جامعه با توليدات و محصولات جديد آشنا شود، كه بخش مهمي از آن بايد از طريق راديو و تلويزيون انجام مي شد تا آگاهي مردم بالا رفته و حق انتخاب داشته باشند.
*آيا بودجه دولتي نمي تواند سازوكار شبكه هاي تلويزيوني را اداره كند؟
- به دليل كمبود بودجه ما بايد حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از بودجه سازمان صداوسيما را از اين راه بدست آوريم، لذا بنابر تبصره هاي موجود بودجه صداوسيما امكان تبليغ نكردن وجود ندارد، ما موافق قطع تبليغ و آگهي از سازمان صداوسيما نيستيم، زيرا مردم ارزان ترين و بهترين كالاها را از اين راه بدست مي آورند. از اين رو با قطع تبليغات تلويزيوني حقوق عمومي مردم ضايع مي شود.
* پس هرچه شما تبليغ مي كنيد داراي كيفيتي بالاست؟
- خير، منظور ما اين است كه به مردم آگاهي مي دهيم تا كالاهاي مورد نياز خود را انتخاب كنند.
* انتخاب كالاي با كيفيت درست است؟
- تبليغات نوعي اطلاع رساني و آگاهي دهي تجاري است كه با فهميدن كيفيت، نوع و شرايط كالا تبليغ آن در تلويزيون صورت مي گيرد.
* ولي شما طوري تبليغ مي كنيد كه كالايي اگر كيفيتي نداشته باشد به صورت كالاهاي باكيفيت جلوه كند؟
- خير، اين نوعي فريب مشتري است و ما در آئين نامه هاي خود، تبليغ كالاهاي بدون كيفيت و بدون استاندارد را ممنوع كرده ايم.
* به منع قانوني كالاها اشاره كرديد، يكي از گوشي هاي موبايل مدتي توسط شبكه هاي تلويزيون تبليغ مي شد ولي روزنامه ها حق تبليغات آن را نداشتند علت را توضيح مي دهيد؟
- اطلاعاتي كه به شما رسيده كاملاً غلط است لذا براي تبليغ در سازمان صداوسيما بايد مجوز گمرك را داشته باشد بنابراين هر كالايي كه برگه گمركي را داشته باشد از نظر ما قاچاق محسوب نمي شود و اگر اين گوشي تلفن همراه زماني تبليغ شده حتماً برگه گمركي هم داشته است و علت قطع آگهي آن در شبكه هاي تلويزيوني هم به زمان عقد قرارداد آگهي ها برمي گردد چرا كه ما براي هر محصولي پرونده اي داريم كه تمام مدارك آن موجود است، ضمناً طبق آمارها تخلف در زمينه تبليغات بازرگاني در صدا وسيما ۳ درصد و در حوزه مطبوعات حدود ۳۵ درصد است.
* برخي از آگهي هاي تلويزيوني براي تندرستي مضر هستند ولي چرا تاكنون محدوديتي در مورد آنها اعمال نشده است؟
-تبليغ كالا براساس مستندات انجام مي شود لذا تمام مواد خوراكي بايد مجوز لازم كه شامل وزارت صنايع، بهداشت و استانداردهاي ملي است اخذ كنند. به طور مثال، كالاهايي مانند يخچال، ماشين، لبنيات مشمول استانداردهاي اجباري هستند درغيراين صورت حق فروش ندارند اما ما در مورد خوراكي از استاندارد ويژه اي استفاده مي كنيم حتي يك مورد پيدا نمي كنيد كه بدون مجوز قانوني تبليغات آنها را انجام داده باشيم. ولي اغلب با وزارت بهداشت دچار مشكل هستيم كه مجوز ساخت و توليد برخي از محصولات را صادر مي كنند و سپس اعلام مي كنند كه اين كالاها مضر هستند. اگر اين ها مضر هست اعلام كنيد تا جلوي تبليغ آنها را بگيريم.
* چرا به عنوان يك رسانه فرهنگي در تبليغات فقط ابعاد تجاري آن را در نظر مي گيريد و ابعاد فرهنگي را ملاك قرار نمي دهيد؟
- ما به ابعاد فرهنگي كالا نيز مي پردازيم اما براي تبليغ كالاها قايل به نوعي معيارهايي هستيم و البته منظور از معيارها هم استاندارد هاي ملي و مجوزهاي قانوني است كه از طريق مراكز ذيربط، ارائه مي شود بنابراين ما براساس آن تبليغات تجاري خود انجام مي دهيم.لذا ملاك ما براي مفيد و مضربودن تبليغ كالاها مجوزهاي مراجع قانوني است.
* چگونه مي توان در هنگام پخش آگهي مخاطبان را اذيت نكرد؟
-تبليغ با چنين كيفيتي در تمام شبكه هاي تلويزيوني دنيا مرسوم است مثل بي بي سي كه در جاهاي مختلف برنامه را قطع مي كند و تبليغ تجاري پخش مي كند؛ چون لحظه حساس فيلم است، بنابراين مخاطبين بيشتري دارد، و قيمت پخش آگهي تلويزيوني نيز افزون تر است. همچنين وقتي بايد حدود ۳۰ درصد از بودجه صدا وسيما -و شايد بيشتر- را از طريق تبليغات تجاري تامين كنيم بايد راه هاي مختلفي را پيش بيني كنيم كه بعضي از آنها پخش آگهي تلويزيوني در هنگام پخش فيلم هاست و اين مسئله كه مي گوييد باعث اذيت مخاطبان مي شود شايد به خاطر نوآوري آن در چنين شيوه اي است و اگر مدتي بگذرد اين مسئله به صورت عادي جلوه مي كند. ضمناً به اين نكته نيز توجه داشته باشيد كه در شبكه هاي مهم جهاني ۵ تا ۶ برابر از زمان فيلم را قطع كرده و در بين آن تبليغات تجاري ارائه مي كنند وگرنه در غير اين صورت دولت بايد تمامي بودجه سازمان صداوسيما را بپردازد.
* بعضي از كشورها معتقدند كه با تبليغات در شبكه هاي تلويزيوني باعث تضعيف آن رسانه مي شويد؛ به طوري كه كشورهاي سوئد و دانمارك با چنين ديدگاهي تبليغاتي را در رسانه هاي خود قرار نداده اند؟
- آمارها خلاف گفته شما را ثابت مي كند. آمارهاي تبليغاتي در ايران نشان مي دهد كه ۸/۶۵ درصد پاسخگويان به ضرورت تبليغات بازرگاني در ايران اشاره كرده اند و ۳/۷۷ درصد از پاسخگويان از كالاهاي تبليغ شده خريداري كرده اند و ۴/۸۳ درصد از پاسخگويان از كالاهاي خريداري شده از طريق تبليغات تلويزيوني اظهار رضايت كرده اند.
*آگهي هاي تجاري به چند دسته تقسيم مي شوند؟
- آگهي هاي تجاري و غيرتجاري و آگهي  تجاري خود به چند نوع آگهي هاي مستقيم بازرگاني و غيرمستقيم بازرگاني دسته بندي مي شوند و در تبليغات غيرمستقيم معمولاً هنگام ارائه فيلم از محصولات و كالاهاي شركتي خاص استفاده مي شود و آگهي هاي آرم دار كه در آن پشت سر مجري صحنه آرمي حك مي شود، آگهي تقديم برنامه كه مجري تلويزيوني در برنامه اي اعلام مي كند كه اين برنامه از طرف فلان شركت است و يا تحت عنوان زيرنويس آگهي هاي توليد و پخش مي شود.
آگهي هاي غيرتجاري قسمت وسيعي از آگهي هاي تلويزيوني را تشكيل مي دهد، آگهي هاي فرهنگي، اجتماعي، رسته هاي نظامي، هيات هاي مذهبي و غيره هستند كه به طور معمول عمده آنها به صورت رايگان از تلويزيون پخش مي شوند و آگهي هاي فرهنگي و يا عام المنفعه نيز از تخفيفهاي بالايي برخوردارند.
همچنين آموزشهاي خصوصي از تخفيف بالايي برخوردار مي شوند به طوري كه ۳۰درصد اين نوع آگهي هاي تلويزيوني با يكديگر فرق مي كند.
* شايع شده كه از طريق آگهي هاي بازرگاني درصدد ساخت سريالهاي مذهبي هستند؟
- افزايش آگهي ها در چارچوب تامين بودجه و ميزاني كه قانون معين كرده است بوده وگرنه هيچ ارتباطي با ساخت سريال هاي مذهبي ندارد.
* چند درصد از پخش حجم آگهي هاي تلويزيوني را به بخش خصوصي واگذار كرده ايد؟
- به طور كلي بازاريابي آگهي، ساخت تيزرها، ارائه مشاوره تبليغاتي به بخش خصوصي واگذار شده اما سياست گذاري، تدوين آئين نامه ها، تعرفه ها، نظام نامه تخفيفات آگهي ها و نظارت بر ساخت و پخش آگهي ها برعهده اداره كل بازرگاني سازمان صدا و سيماست.

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383 و ساعت 13:55 |
اشاره: اگر كمي به عقب برگرديم، مشاهده مي كنيم كه معمولاً ورود هر ابزار رسانه اي، اغلب با ترديد از سوي مصرف كنندگان آن مواجه شده است. به عبارت ديگر، قبل از هر نوع اقدام جدي براي استفاده بهينه از چنين ابزارهايي، مردم و مسئولان فرهنگي و سياسي جامعه دست به پيش داوري مي زنند. پدران ما شايد به ياد داشته باشند وقتي آنتن راديو را برخي از افراد بالاي پشت بام نصب مي كردند، برخي ديگر آن را به مثابه ابزار شيطاني مورد لعن و نفرين قرار مي دادند. در مورد تلويزيون هم اين گونه شد، برخي از ما هم ورود ويدئو به خانه ها را با دشواري هاي آن تجربه كرديم و حالا شبكه هاي ماهواره اي و اينترنت با نوعي ترديد در زمينه استفاده مثبت از آن مواجه هستند. قصد نداريم به اين گمانه ها قوت بخشيم كه اين حركت هاي محدود كننده درست هستند يا نادرست و آنهايي كه از عرصه هاي مثبت آن صحبت مي كنند تا چه حد محق هستند؟ در مورد رسانه هاي الكترونيكي و نقش آن در جهان امروزي، سمانه بامشاد، گفتگويي را با دكتر سلطاني فر، مدير مسئول نشريه ايران نيوز انجام داده است كه در پي مي آيد.  
 
 
  

* رسانه هاي جديد چقدر در ايجاد بحران هويت فرهنگي نقش دارند؟
- اگر منظور رسانه هاي مولتي مدياست، معتقدم يكي از وظايف آنها از بين بردن هويت هاي سنتي است، به عبارت ديگر اگر وظيفه اي براي آنها تعريف كنيم و اين هويت اجباري و سنتي را تغيير دهيم، در رسانه هاي جديد مرززدايي از بستر آنها صورت مي گيرد.
اگر بستر عقيده منظور باشد، رسانه ها عقيده سازي مي كنند و در راستاي ساخت عقيده، اين بار رسانه هاي جديد، وظيفه تغيير هويت اجباري و سنتي از قبيل مليت، ناسيوناليسم و ملي گرايي را كه قبلاً اجباري بود، برعهده گرفته اند.
اما امروزه در مقابل مفهوم شهروندي (Citizenship)، «شهروند الكترونيكي» را داريم. قبلاً اگر ما ناسيوناليسم يا شهروند داشتيم و كسي به آنها مي نازيد، شهروند الكترونيكي هم اينك مرزها را درهم شكسته و همه هويت ها را از بين برده است.
بنابراين وظيفه جديد وسايل ارتباط جمعي از بين بردن هويت افراد در جهان است. در چنين شرايطي انسان ها از هويت هاي اجتماعي رها مي شوند و در قالب هويت جهاني نقش ايفا مي كنند.
* و آيا وجود اينترنت موجب بي هويتي فرهنگي در جامعه مي شود؟
- اگر چه معتقديم كه ويدئو و تلويزيون ما را بي هويت مي كند، پس اينترنت نيز مي تواند موجب بي هويتي فرهنگي در جامعه شود. اما با اين حال آنها نيز ابزارهاي رسانه اي در جامعه هستند، ولي مهم اين است كه چه نوع نرم افزاري را به كار مي بريم،و اين نرم افزارها چگونه تعيين كننده هستند. پس ابزار رسانه اي مقصر نيست، درست است كه اين ابزار رسانه اي برخلاف ساير ابزار فراگير هستند، اما اين دليل نمي شود كه فكر كنيم اين ابزار، ابزار بي هويت سازي است ،آنها هم مثل ابزارهاي ديگر يك رسانه هستند كه ما مي توانيم هر نوع رفتاري را در آن انعكاس دهيم.
* در مورد نرم افزارها چطور؟
- نه آنها نيز مانند تلويزيون هستند، لذا مي توان گفت كه ما آيا از تلويزيون هم اكنون به عنوان ابزار بي هويتي استفاده مي كنيم؟ مسلماً جواب منفي است. اينترنت نيز اين چنين است. مثلاً طالبان قبلاً چند سايت اينترنتي داشت كه هويت خود را از اين طريق القا مي كردند، هم اينك خيلي از علماي ديني از طريق اينترنت پيام هاي خود را القا مي كنند.
پس اينترنت خودش يك نوع ابزار است. البته بستگي به آن نرم افزاري دارد كه از آن به عنوان هويت بخشي يا بي هويتي استفاده مي كنيم.
* اينترنت در ايران فرصت است يا تهديد؟
به نظر من فرصتي براي جهان سوم است كه از آن حرف هاي ناگفته، زمان هاي ناگفته و امكانات ناگفته اي از جهان در حال توسعه را به دست آوريم ،به شرطي كه از آن خوب استفاده كنيم و به جاي محدود كردن زياد آن، از روش هاي تشويقي اينترنت كه نوعي فرصت است بهره بگيريم.
* چگونه مي توان اينترنت را در ايران بومي  كرد؟
- آموزش ها به قدري باشد كه ابزارها در اختيار تمامي افراد قرار گيرد و يا از طريق آن تسهيلات كامل و ارزان قيمت و با كيفيت بتواند در دسترس همگان باشد. ضمناً آموزش هاي زبان خارجي را در ايران تقويت كنيم چرا كه اينترنت زبان خاص خودش را دارد. البته سايت هاي فارسي زبان زيادي در اينترنت وجود دارد. كه مي توان از آنها استفاده كرد و نكته بعدي اينكه ما سعي كنيم به عنوان يك ابزار تخريبي از آن ياد نكنيم و به عنوان يك ابزار رسانه اي تشويقي و ارتقاءدهنده از آن استفاده كنيم.
* جنبه هاي مخرب اينترنت را چگونه مي توان كنترل كرد؟
- نمي توانيم آن گونه كه ما مي خواهيم كنترل كنيم .ما بايد ابزارهاي تشويقي بگذاريم به عبارتي افرادي را كه سايت خوبي طراحي كرده اند مورد تشويق قرار دهيم، لذا امكانات محدود كننده اينترنتي نمي تواند آنگونه كه ما انتظار داريم از اين روند جلوگيري كند و همان روشي را پيش گرفته ايم كه قبلاً در مورد ماهواره ها پيش گرفتيم! امروزه ماهواره ها در كشور، به قدري فراگير شده اند كه كمتر كسي مي تواند جلوي امواج آن را بگيرد. ابزارهاي رسانه اي امروز محدوديت ندارند و لذا نبايد به سمتي برويم كه اين مسائل را به وجود آوريم و در غير اين صورت اين ابزارهاي ارتباطي، دولت ها را دور مي زنند به گونه اي كه هم زمان را از دست مي دهيم و هم تلاش مضاعفي به خرج داده ايم.
در مورد ماهواره ها قانون قرص و محكمي وجود دارد ولي هيچ پشت بامي نيست كه از آسيب هاي ماهواره ها به دور باشد! پس تكنولوژي خودش را پس از مدتي به ما تحميل مي كند.
* اينترنت مي تواند جايگزين رسانه هاي نوشتاري شود؟
- اينترنت خطري براي رسانه هاي نوشتاري است. اما در كوتاه مدت تأثير جدي بر اين رسانه ها ندارد، لذا به دليل سنتي بودن فرهنگ رسانه هاي كاغذي هنوز نتوانسته  در حد رسانه هاي ديگر شود ولي به تدريج ما به سمتي مي رويم كه اينترنت جاي رسانه هاي نوشتاري را بگيرد و با توجه به مزاياي آن، محدوديتي كه رسانه هاي مكتوب دارند عاقلانه ترين كار اين است كه به سمت رسانه هاي الكترونيكي برويم، به عبارت ديگر از طريق اينترنت رسانه هاي مكتوب (كاغذي) كم كم تضعيف مي شوند و رسانه هاي الكترونيكي جايگاه خود را باز مي يابند.  
 
 
  

* آيا كتابهاي الكترونيكي را مي توان جايگزين كتابهاي معمولي كرد؟
- كتابهاي الكترونيكي نيز شايد در مرحله اول مكمل يكديگر باشند، ولي براساس يك سنت اغلب دوست داريم كه كتاب را در دست بگيريم و آن را در راه خانه، اداره و مترو مطالعه كنيم امروزه اين امكان ديگر وجود ندارد. چرا كه رسانه هاي الكترونيكي اين كتاب را در اختيار ما قرار مي دهند، اما با توجه به پيشرفت تكنولوژيكي شايد در آينده شاهد اين نكته باشيم كه رسانه هاي الكترونيكي نيز مثل كتاب جايگزين كتاب كاغذي شوند.

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383 و ساعت 13:54 |
  امروزه اغلب كشورهاي توسعه يافته جهان، بيش از آن كه به توليد و استخراج منابع معدني و مصنوعات صنعتي بپردازند، معمولاً در پي توليد و توزيع اطلاعات هستند. هم اينك برخي از كشورهاي آسيايي از جمله هند و پاكستان از طريق توليد نرم افزارهاي اطلاعات، منابع مالي معادل درآمد نفتي ايران را كسب مي كنند.
با اين كه ورود جامعه ايران به عرصه جامعه اطلاعاتي ديرهنگام بوده، ولي مي توان با تجهيز زيرساخت هاي اطلاعاتي جامعه و نيروي فعال آموزش ديده، اين عقب ماندگي را به شكل مناسبي جبران كرد. سمانه بامشاد با استفاده از سخنراني دكتر عقيلي سردبير مجله رسانه در زمينه جايگاه جامعه اطلاعاتي در ايران مطالبي را گرد آوري كرده است كه در پي مي آوريم.
ما در برهه اي حساس از تاريخ سياسي و اقتصادي به سر مي بريم، ورود ما به جامعه اطلاعاتي تعيين كننده است. پس براي ورود به جامعه اطلاعاتي، ابتدا بايد شناخت كافي از آن داشته باشيم. به عبارت ديگر جامعه اطلاعاتي، جامعه اي است كه در آن، اطلاعات تبديل به عناصر حياتي شده است. ژاپني ها از سه دهه پيش در جهت ترسيم اين جامعه اطلاعاتي كوشيده اند. امروزه كشورهاي توسعه يافته، توليد و درآمد خود را از راه اطلاعات كسب مي كنند كه از آن ميان مي توان به كشورهاي سوئد، آمريكا و كانادا اشاره كرد.
جامعه اطلاعاتي را مي توان نقطه عطف تاريخ ناميد، به طوري كه در تاريخ بشريت در اين دوره تحولات تاريخي زيادي اتفاق افتاده است. مارشال مك لوهان نظريه پرداز معروف ارتباطات، تحول تاريخي را ناشي از تاريخ دانسته است. وي به همين منظور، نظريه كهكشان را معرفي مي كند و در آن تمدن هاي مختلف از جمله تمدن هاي ابتدايي (شفاهي) گوتنبرك را مورد بررسي قرار مي دهد. در زمينه تمدن هاي شفاهي مي توان گفت كه در اواخر قرن ۱۹ براي اولين بار پيام هاي ارتباطي به صورت سيلك هاي ارتباطي مخابره مي شدند.
بعدها راديو اختراع شد و پيشرفت هاي ديگري نيز در زمينه ارتباطات آغاز شد و شتاب خيره كننده اطلاعات و اخبار باعث شد كه رسانه هاي جديدي پديد آيند و شايد از جديدترين رسانه هاي اطلاعاتي بتوان از دورنگار نام برد. امروز ما در ادامه عصر اطلاعات هستيم و در ادامه نظريه كهكشان مك لوهان هستيم، بنابراين عصر اطلاعات بر تمامي حوزه هاي اقتصادي و اجتماعي تأثير مي گذارد. به عبارت ديگر تعابير و تفاسيري همچون اقتصاد بدون ماده، وزن و اقتصاد ديجيتالي از جمله اين تأثيرات است.
همه كشورها به نوعي نيازمند تكنولوژي هستند و نظريه پردازان جامعه اطلاعاتي در موارد متعددي به اين مسأله اشاره كرده اند لذا ورود به جامعه هاي اطلاعاتي زمينه هاي خاصي را مي طلبد اما بدون زيرساختارهاي سخت افزاري اطلاعاتي نمي توان وارد جامعه اطلاعاتي شد. اگر قرار بود اين كار چند شبه يا چند روزه انجام شود، امكان پذير نبود. ليكن پيشرفت تدريجي تكنولوژي باعث به وجود آمدن اولين كامپيوترها شد كه بعدها اينترنت به صورت ابتدايي توسط ارتش آمريكا به وجود آمد. كم كم در دهه ۱۹۸۰ كامپيوترهاي شخصي جايگاه خود را در جامعه اطلاعاتي پيدا كردند، آنگاه در دهه بعد ۱۹۹۰ شبكه بين المللي و شبكه جهاني اينترنت به وجود آمد. عليرغم تحولات حاصله در زمينه تكنولوژي، ورود به جامعه اطلاعاتي  داراي عوارض سياسي و اجتماعي است. بعضي از نظريه پردازان در مورد بحث اقتصادي جامعه اطلاعاتي تأكيد دارند. به عبارتي جامعه اطلاعاتي چه شاخص هايي را نشان مي دهد. در دهه ۱۹۷۰ ، ۶۵ درصد از درآمد آمريكا از طريق فروش مصنوعات صنعتي و كشاورزي بود، در حالي كه در دهه ۱۹۸۰ بيش از ۶۵ درصد درآمد آمريكا از راه فروش اطلاعات بوده است.
شيشه اي شدن ديوارهاي جغرافيايي كشورها نيز از عوامل تأثيرگذار جامعه هاي اطلاعاتي است، به طوري كه ديوارها ومرزهاي جغرافيايي همانند شيشه شكننده شده اند.
لذا در اين دوران، تعاريف جديدي از امنيت و دولت مطرح مي شود. حكومت ها و دولت ها در محدوده خود حكومت مي كردند و نمي توانستند به محدوده جغرافيايي ديگران نفوذ داشته باشند اما اكنون اين امر قابل دسترسي است و هيچ  حكومت و دولتي نمي تواند در محدوده خود به حكومت بپردازد. به تعبيري دنيا به اندازه نصف صفحه مونيتور كامپيوتر است. پس اين تعبير اشاره به كوچكي دنيا دارد.لذا در عصر اطلاعات سرعت بسيار بالايي مي طلبد. اگر زماني در خبرگزاري ها جنگ اطلاعاتي ثانيه بود، هم اكنون جنگ اطلاعاتي صدم ثانيه است. به طور مثال وقتي خبر دستگيري صدام توسط يكي از خبرنگاران ايرنا براي اولين بار پخش شد، بعد از آن خبرگزاري رويتر تعداد زيادي خبر را كسب كرد كه نيم ساعت بعد محلي از اعراب در سايت خبري ايرنا نداشت. ورود به جامعه اطلاعاتي باعث مي شود حق انتخاب افراد بيشتر شود و همگان فرستنده و گيرنده پيام باشند. يكي از بزرگترين نشست هاي تاريخ بشر كه طي دو هفته گذشته در ژنو انجام پذيرفت و ۱۴۰ كشور جهان در آن شركت داشتند با موضوع اطلاعات آغاز شد.
خانم «اليزابت لانك ورث» مدير بخش جامعه اطلاعاتي يونسكو اعلام داشت: «براي اين كه جامعه اطلاعاتي قادر باشد علوم جديدي را توليد كند نيازمند ايجاد نهادهاي اجتماعي و محيط هاي ميان منطقه اي در درازمدت هستيم تا بر سر مسايل مربوط به اطلاعات و فناوري اجماع فكري داشته باشيم.»
پروفسور ارمان ماتلار استاد علوم ارتباطات دانشگاه پاريس مي گويد: اختلاف نظرهاي مربوط به راه هاي دستيابي به جامعه اطلاعاتي و به طور وسيع تر رابطه ميان فرهنگ هاي نظام نوين جهاني، شكل ژئوپلتيكي به خود گرفته اند كه بيم آن مي رود كه دولت آمريكا در اين زمينه تعامل جدي تري داشته باشد.
اين موضوع در كشور ما تا چند سال پيش اصلاً اهميتي نداشت ولي با اعزام هيأتي به اين نشست كشور ما در زمينه ورود به عرصه جامعه اطلاعاتي تكاني به خود داده است. ما نبايد به پديده جهاني شدن فقط به ديده تهديد نگاه كنيم بلكه فرصت هايي در زمينه به روز كردن اطلاعات و اصلاح كشاورزي، توليد ملي، علمي، اقتصادي و... ايجاد مي كند كه به خودي خود قابل تعمق است. متأسفانه در جهان در يك برهه از تاريخ بشر اتفاقاتي رخ داده كه ما ايراني ها در آن دوران نبوده و يا به عبارتي به تعطيلات تاريخي رفته ايم، دوراني همچون سنتي شدن و مدرنيته... كه هنگام بازگشت به آن عملاً يك قرن عقب بوده ايم.
اما با اين حال در ورود به جامعه اطلاعاتي جهان مي توانيم از مديريت قوي، نظارت و بهره وري استفاده كنيم. جمعيت ايران با دارابودن يكصدم جمعيت دنيا با داشتن ۷ صدم نفت دنيا و سومين منبع گاز جهاني مي تواند تأثيرگذار باشد لذا ايران با دارابودن ۵۰ درصد جوانان زير ۲۱ سال مي تواند گام هاي مؤثري در اين راه بردارد. ورود به جامعه اطلاعاتي نوعي التزام براي ما به وجود آورده است.

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383 و ساعت 13:53 |
سمانه بامشاد
زير ذره بين
وقتي شبكه تلويزيوني الجزيره در افغانستان و عراق توانست صداي مظلوميت مردم را انعكاس دهد، مورد خشم آمريكايي ها قرار گرفت، بنابراين بمباران دفاتر شبكه تلويزيوني الجزيره در كابل و بغداد هم ناشي از اين عصبانيت آمريكايي ها بود
اشاره: راه اندازي شبكه تلويزيوني الجزيره در سال ۱۹۹۶ ميلادي، افق هاي جديدي را در ميان مخاطبان ميليوني ساكت عرب گشود. سال ها بود كه شبكه هاي تلويزيوني عرب به يمن حمايت هاي دولتي توانسته بودند تحميق توده هاي عربي را تعميق بخشند، اما با شكل گيري اين شبكه تلويزيوني در كشور قطر، روايت جديدي از اطلاع رساني در ميان دولتمردان سياسي عرب، روشنفكران و مخاطبان عادي شكل گرفت و اين گونه بود كه رسانه هاي گروهي آمريكايي و اروپايي نيز انحصار خبري خود را در ميان كشورهاي منطقه از دست دادند. به همين خاطر بايد گفت راه اندازي شبكه تلويزيوني الجزيره براي تمامي انحصار طلبان خبري جهاني، كابوسي واقعي بود.
تجربه بمباران دفتر تلويزيوني الجزيره در كابل و بغداد توسط آمريكايي ها نشان داد كه آنها چقدر از راه اندازي چنين شبكه تلويزيوني در منطقه خشمناك هستند.
براي ارزيابي از فراز و نشيب شكل گيري اين شبكه تلويزيوني، رويكرد آن در طول دو جنگ اخير منطقه و ساير موارد مرتبط با اين شبكه، گفتگويي را با محمد حسن بحراني، خبرنگار عراقي تلويزيون الجزيره در تهران انجام داديم كه در پي مي آيد. لازم است گفته شود كه سعي بر اين بود كه با مسئول دفتر تلويزيوني الجزيره اين گفتگو صورت گيرد كه به خاطر عدم حضور او در ايران اين گفتگو امكان پذير نشد، معاون وي نيز طي هر بار تماس تلفني،  معاونت خود در دفتر شبكه تلويزيوني الجزيره را تكذيب كرد!
* شبكه الجزيره براساس چه نيازي در قطر شكل گرفت؟
- دولت قطر با روي كار آمدن امير جديد قطر(شيخ حمد) در سال ۱۹۹۵ ميلادي و تحولات سياسي كشور قطر، به ناچار شبكه ماهواره اي الجزيره را راه اندازي كرد. بدين ترتيب كشور قطر كه شايد از نگاه گروه زيادي از مردم جهان و منطقه شناخته شده نبود، جايگاه خاصي را در بين توده هاي مردم جهان پيدا كرد. البته نبايد كتمان كرد مهمترين فايده آن از نظر تبليغاتي، افزايش جايگاه سياسي و اجتماعي كشور قطر در منطقه و جهان بود.
* آيا شبكه تلويزيوني الجزيره الگوي غربي، سي.ان.ان. يا بي.بي.سي. در منطقه است؟
- بله، شبكه تلويزيوني الجزيره در منطقه خاورميانه از نظر شبكه ماهواره اي بدون رقيب است، اما سي.ان.ان. شبكه ماهواره اي جهاني است، الجزيره به عنوان يك شبكه اطلاع رساني، هم اينك در صدر شبكه هاي تلويزيوني منطقه قرار دارد. به عبارت ديگر  بين شبكه تلويزيوني الجزيره و شبكه هاي تلويزيوني منطقه فاصله زيادي وجود دارد.
* الجزيره در طول دو جنگ اخير منطقه به هواداري از طالبان و صدام اشتهار يافته بود. نظر شما چيست؟
- موضوع جنگ اخير در عراق و افغانستان تفاوت چشمگيري با هم دارند و هر كدام بايد به طور مستقل مورد بحث قرار گيرند. موضع گيري شبكه تلويزيوني الجزيره در افغانستان، يك واقعيت ملموس بود. چرا كه تا قبل از سقوط رژيم طالبان در افغانستان، تنها شبكه تلويزيوني ماهواره اي در كابل تنها دفتر اين شبكه بود و اتفاقاً اين پرسش به طور مكرر مطرح شده كه چرا الجزيره در افغانستان تنها ماند؟
در پاسخ به اين پرسش، مي توان اين گونه گفت كه در رژيم طالبان،  چون باور اين بود كه كار و يا نگاه به تلويزيون حرام است، لذا به هيچ كس اجازه ندادند كه در افغانستان كار خبري بكند و اين مسئله به قبل از جنگ افغانستان برمي گردد.
به هر حال از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ ميلادي يعني دو سال قبل از جنگ در افغانستان، دفتر شبكه تلويزيوني الجزيره در كابل مستقر بود و اتفاقاً شبكه تلويزيوني سي.ان.ان هم در افغانستان دفتر خود را داير كرده بود. ولي قبل از وقوع ۱۱ سپتامبر، شبكه تلويزيوني سي.ان.ان دفتر خود را در كابل تعطيل كرد و فقط دفتر تلويزيوني الجزيره به عنوان تنها رسانه  فراگير جهاني در افغانستان باقي ماند.
بديهي است وقتي يك مؤسسه اطلاع رساني يا خبرپراكني، دفتري را در كشوري احداث مي كند، بايد روابط دوستانه اي نيز با مسئولان رسمي آن كشور برقرار كند، بنابراين مسئله مهمي كه حائز اهميت است، اين كه وقتي رژيم طالبان متوجه شدند كه تمامي رسانه هاي منطقه اي و جهاني كار خود را در كابل تعطيل كرده اند، لذا تصميم گرفتند كه به دو شبكه تلويزيوني الجزيره و سي.ان.ان مجوز فعاليت بدهند و اين در حالي بود كه برخلاف تعطيلي دفتر سي.ان.ان. شبكه تلويزيوني الجزيره مصمم شد كه كار خود را در كابل دنبال كند.
عليرغم اين تصميم وقتي رويداد ۱۱ سپتامبر در آمريكا اتفاق افتاد، خبرنگار شبكه تلويزيوني الجزيره، در كابل تنها بود و لذا اين خبرنگار به عنوان خبرنگار جهاني در كابل مشهور شد.
البته به باور برخي از سياستمداران در جهان، افرادي كه در شبكه تلويزيوني الجزيره و يا در افغانستان كار مي كردند، كار و گزارش هاي خبري آنها به نوعي در دفاع از طالبان بود، طبيعي است وقتي يك رسانه جهان اسلام در مقابل تجاوزايستادگي مي كند، بي گمان بايد هزينه آن را هم بپردازد. بنابراين قانون، كار خبري شبكه تلويزيوني الجزيره بيشتر در جهت حرفه اي بودن كار است و البته از نظر من اين نوع نگرش ها به الجزيره نوعي تهمت است كه سايرين به اين شبكه اطلاع رساني زده اند. مسلماً كسي كه كار حرفه اي روزنامه نگاري و خبري را دنبال مي كند، اين حقيقت را در مورد شبكه تلويزيوني الجزيره درك مي كند. به هر حال هرخبرنگار حرفه اي در محيط كارش با ديگران، داراي روابطي است و خبرنگاران شبكه تلويزيوني الجزيره نيز بايد اين رابطه كاري را با طالبان برقرار مي كردند، همان طور كه بعدها «تيسر عليوني» خبرنگار الجزيره در كابل را به عنوان عضو القاعده معرفي كردند، ولي بعدها ثابت شدكه اين، اتهامي بيش نيست.
در عراق نيز رفتارها اين گونه بود، هم اينك ما در ميان دولت هاي دموكراتيك كار مي كنيم، لذا طالبان و رژيم صدام حسين هر دو نمادي از ديكتاتوري محض هستند، پس هر خبرنگاري بايد كار خود را به طور حرفه اي انجام دهد.
در بعضي مواقع و يا در اوضاع سياسي بعضي دولت ها، چون آزادي بيان و اطلاعات وجود ندارد، بايد دراين موارد، ملاحظه چنين دولت هايي را نمود. حال اگر بخواهيم اين ملاحظه كاري را به دفاع از آنها تعميم دهيم، دچار اشتباه شده ايم. البته شايد عده اي اين گونه تصور كنند، ولي من اين نگاه را نمي پسندم، چون خود من تبعه عراق هستم و شرايط كار حرفه اي شبكه تلويزيوني الجزيره را در وضعيت پيچيده كشور عراق به خوبي درك مي كنم.
پس شبكه تلويزيوني الجزيره به آنچه اعتقاد دارد حرفه اي بودن روابط و ضوابط و رعايت اصل بي طرفي در هر موضوع خبري است، لذا ما فقط اخبار را به مخاطبان انتقال مي دهيم و نه حمايت از يك نگرش سياسي يا دفاع از يك رژيم سياسي را.
* شبكه تلويزيوني الجزيره چقدر توانسته مخاطبان منطقه خاورميانه را به خود جذب كند؟
- شبكه تلويزيوني الجزيره اولين شبكه خبري فعال در خاورميانه است و براساس آمارهاي موجود و طي نظرسنجي اخير، ۶۹ درصد بينندگان عرب به شبكه تلويزيوني الجزيره توجه دارند و حدود ۳۱ درصد ديگر شبكه هاي تلويزيوني عربي را دنبال مي كنند.
اين شبكه تلويزيوني در برخي از برنامه ها، حدود ۱۰۰ ميليون تماشاگر را با خود همراه دارد، اين برنامه ها اغلب شامل گفتگوهاي تلويزيوني است كه از آن ميان مي توان به برنامه هاي تلويزيوني الحوار المفتوح و بلاحدود اشاره كرد.
* ويژگي انحصاري شبكه خبررساني الجزيره در چه چيزي نهفته است، سرعت انتشار خبر يا انتقال صحيح خبر؟
- يكي از مهم ترين ويژگي شبكه تلويزيوني الجزيره، انتقال اخبار دقيق است. به عنوان مثال از ۷ سال پيش تاكنون، هر خبري كه از ايران مخابره  كرده ايم، تا كنون تكذيبيه اي از آن به دست ما نرسيده است.
دومين عامل، سرعت انتشار اخبار است، در جنگ عراق و آمريكا، بينندگان تلويزيوني خود به خوبي مي توانند قضاوت كنند كه شبكه تلويزيوني الجزيره، در صدر شبكه هاي خبري فعال قرارداشت. سومين مسئله بي طرفي در انتشار اخبار است به طور مثال ما از بحران اخير در ايران نيز دهها گزارش خبري و گفتگوي تلفني انعكاس داديم، در تمامي اين گزار شهاي خبري تلاش اين بود كه اين مسئله صرفاً داخلي ايران را به مخاطبان خود پوشش دهيم و هيچ موضع گيري نسبت به اخبار آن نداشتيم.
* چرا آمريكايي ها نسبت به شبكه تلويزيوني الجزيره با بدگماني رفتار مي كنند؟ 
 
 
  

- علت ناراحتي آمريكا از شبكه تلويزيوني الجزيره كاملاً مشخص است، چون رسانه هاي جهاني قبلاً به نحوي در حيطه قدرت آنها قرار داشت و به عبارت ديگر ۹۰ درصد رسانه هاي گروهي رفتار سياسي و خواست دولتمردان آمريكايي را ديكته مي كردند. علاوه بر آن براي شبكه خبري سي.ان.ان. يك رقيب جهاني پيدا شده بود. همچنين در طول سال هاي اخير آمريكايي ها و انگليسي ها كه انحصار تبليغات سياسي جهان را در اختيار داشتند،  با حضور شبكه تلويزيوني الجزيره در جنگ افغانستان احساس كردند كه انحصار خبري و تبليغاتي به نحوي از دستشان خارج شده است و اين شبكه نوپاي تلويزيوني الجزيره بود كه اين كار را با غول هاي رسانه اي آمريكا و انگليس انجام داده بود. در آن زمان شبكه تلويزيوني الجزيره در افغانستان با ۵ سال سابقه به مقابله با انحصار خبري سي.ان.ان شتافته بود. پس حركت تلويزيوني الجزيره به زيان آنها تمام مي شد. به همين خاطر وقتي شبكه تلويزيوني الجزيره در افغانستان و عراق توانست صداي مظلوميت مردم را انعكاس دهد، مورد خشم آمريكايي ها قرار گرفت، بنابراين بمباران دفاتر شبكه تلويزيوني الجزيره در كابل و بغداد هم ناشي از اين عصبانيت آمريكايي ها بود.
* آيا راه اندازي شبكه هاي ديگر تلويزيوني عربي، توانسته مخاطبان شما را جذب كنند؟
- تا حدي، اين مسئله شايد تا حدي به كار شبكه تلويزيوني الجزيره لطمه وارد كند، ولي باعث رقابت خبري بين شبكه هاي تلويزيوني مي شود. اين مسئله موجب مي شود تلاش  هاي حرفه اي ما بيشتر شود، هر وقت يك شبكه تلويزيوني عربي جديد تأسيس مي شود، احساس خوشحالي به ما دست مي دهد. ولي بايد اين حقيقت را پذيرفت كه تاكنون شبكه  هاي ماهواره اي عربي نتوانسته اند به جايگاه شبكه تلويزيوني الجزيره از نظر تعداد مخاطبان دست يابند.
* چرا برخي از كشورهاي منطقه از حضور دفتر الجزيره در كشور خود هراس دارند؟
- كار اطلاع رساني شبكه تلويزيوني الجزيره در نوع خود جديد است، ما هنوز عادت نكرده ايم كه در مورد رئيس جمهور يك كشور مي توان انتقاد كرد. البته شبكه تلويزيوني الجزيره اين نوع نگرش را در بين توده هاي عرب شكست و مسئولان دولتي و رؤساي جمهور برخي از كشورهاي عربي را به چالش كشاند، ولي چون آنها تحمل چنين نوع آزادي بيان در شبكه تلويزيوني الجزيره را نداشتند، از شكل گيري دفاتر آن جلوگيري كردند.
* كدام كشورهاي عربي تا كنون از ايجاد دفاتر شبكه تلويزيوني الجزيره ممانعت كرده اند؟
- در كشورهاي حوزه خليج فارس و خاورميانه، در كشور اردن مدتي دفتر الجزيره بسته بود، ولي دوباره بعد از مدتي وقفه بازگشايي شد و البته هنوز كشورهايي چون كويت و عربستان،  اجازه بازگشايي دفتر شبكه تلويزيوني الجزيره را نداده اند.

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383 و ساعت 13:52 |

   گفت وگو با مديرمسئول خبرگزاري ايتنا
دستيابي به اخبار فناوري اطلاعات و ارتباطات و آگاهي از تكنولوژي جهان انگيزه شكل گيري خبرگزاري ايتنا است. اين خبرگزاري كه به همت كارشناسان كامپيوتر و الكترونيك شكل گرفته است امروزه در ميان كارشناسان عرصه فناوري اطلاعات يك حوزه خبرگيري شناخته شده است.
محمود اروج زاده، مدير مسئول ماهنامه تخصصي «دنياي كامپيوتر و ارتباطات» در عين هدايت اين نشريه مكتوب، عهده دار مسئوليت خبرگزاري ايتناست.
«سمانه بامشاد» با او در زمينه شكل گيري اين خبرگزاري و نحوه پوشش دادن اخبار به گفت وگو نشسته است كه مي خوانيد:

ايتنا از چه زماني شروع به كار كرد؟
ايتنا در پايان سال 82 با نام سايت «اخبار فناوري اطلاعات» به راه افتاد و پس از فعاليت كوتاه آزمايشي، كار خود را رسماً آغاز كرد.

هدف از راه اندازي خبرگزاري اينترنتي ايتنا چه بود؟
فناوري اطلاعات و ارتباطات، علاوه بر آن كه يك تكنولوژي است در خدمت تسهيل زندگي فردي و جمعي انسان و ابزاري است براي بهره‌وري هرچه بيشتر انسان از خودش، طبيعت، جامعه و حتي جهان. فراتر از آن، نوعي ديد تازه‌اي نسبت به جهان مي‌دهد و روش زندگي فردي و جمعي را دستخوش تغيير مي‌كند، از همين رو اين تكنولوژي، امروز نقشي فراتر از يك فناوري ساده را به خود اختصاص داده و در مناسبات داخلي كشورها و در پهنه جهان، به عاملي راهبردي در پيشرفت، توسعه كشورها و نيز رقابت بين كشورها تبديل شده است.
در كشور ما هم دو سه سالي است كه اهميت اين فناوري پس از ورود مورد توجه تصميم‌گيران قرار گرفته است و زمينه مناسبي براي رشد و توسعه همه جانبه در آن براي پيشرفت به چشم مي‌خورد. طبيعتاً رسانه هاي فعال در اين زمينه خواهند توانست با زمينه سازي و گسترش آن، نقش مهم‌تري در توسعه كشور برعهده گيرند. همان طور كه عرصه مطبوعات و رسانه‌ها نشان مي‌دهد، اقبال عمومي مردم نيز از اين مسئله كاملاً قابل توجه است، ولي نكته‌اي كه قابل ذكر است، لزوم وجود رسانه‌هاي تخصصي و آشنا به جنبه‌هاي مختلف اين عرصه است كه بتوانند بر سطح و عمق دانش و بينش جامعه و بخصوص كارشناسان و دست‌اندركاران بيفزايند تا از اين طريق بر دقت نگاه و تصميم‌گيري آنها تأثير گذارند.
در واقع علت اصلي شروع به كار ايتنا، توجه به همين نياز بود كه با اتكا به تجربه چند ساله يك مجموعه تخصصي در عرصه مطبوعات و وب، باعث عملي شدن ايده يك مجموعه خبري اينترنتي بود كه بتواند در ادامه كار، كم و بيش در قالب خبرگزاري اينترنتي فناوري اطلاعات به ايفاي نقش مؤثر در صحنه فناوري اطلاعات و ارتباطات بپردازد.

چه كساني با ايتنا همكاري دارند؟
همكاران ايتنا، عموماً كارشناساني هستند كه در نشريه تخصصي فناوري اطلاعات و نيز سايت آن به فعاليت مشغولند و بنابراين از شناخت قابل قبولي از اين فناوري برخوردارند.

نحوه همكاري با ايتنا چگونه است؟
اصلي‌ترين قواعد كار در ايتنا، عبارتست از آشنايي با تخصص‌هاي موجود در فناوري اطلاعات و نيز آشنايي با كار رسانه‌اي، به ويژه وب.

ايتنا چه حوزه‌هايي را پوشش مي‌دهد؟
در ايتنا، علاوه بر اخبار و مطالب توليد و يا ترجمه شده توسط همكاران ايتنا، گزيده اخبار منتشره در خبرگزاري‌هاي رسمي در زمينه تكنولوژي اطلاعات و نيز عناوين سايت‌هاي مهم خارجي در اين زمينه منتشر مي‌شود، بنابر اين تلاش مي‌شود كه علاقه‌مندان به حوزه فناوري اطلاعات، با توجه به گلچين شدن اخبار ديگر رسانه‌ها، بتوانند با مرور ايتنا، درواقع به طور كامل در جريان اخبار اين فناوري قرار گيرند.
همچنين با آن كه در مجموعه‌هاي اطلاع رساني، انتشار عناوين غيرخبري (مانند مقاله و...) رايج نيست، ولي با توجه به تازه بودن دانش صنعت فناوري اطلاعات و آشنايي كم اقشار مردم با آن، ايتنا لزوم انتشار غالب عناوين و موضوعات آگاهي بخش را در دستور كار خود دارد و از اين رو بخش مقالات و اسناد و... نيز در آن ديده مي‌شود.

سايت ايتنا يك سايت خصوصي است پس چرا از دامنه IR استفاده مي كند؟
با توجه به اهميت دامنه‌هاي كشوري در ثبت نام سايت‌ها، ايتنا از همان ابتدا تصميم خود در اخذ دامنه IR را دنبال كرد و نشاني خود را به صورت ITNA.IR ثبت كرد كه به خوبي ايده يك مجموعه خبري در حوزه فناوري اطلاعات در ايران و به زبان فارسي را تداعي مي‌كند.

بازديد كنندگان ايتنا معمولاً در طول روز چقدر است؟
هر چند بازديدكنندگان ايتنا و اصولاً همه پايگاه‌هاي اينترنتي، عموماً متغير است، ولي به طور متوسط معمولاً بين دو تا دو هزار و پانصد نفر روزانه از ايتنا ديدن مي‌كنند و اخبار و مطالب اختصاصي آن غالباً در روزنامه‌ها و نشريات مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

ايتنا از چه بخش‌هايي تشكيل شده است؟
بخش اخبار- بخش گزارش- بخش مقاله- بخش مصاحبه- بخش اخبار شركت‌ها و سمينارها- بخش اسناد و قوانين- سرخط كه جديدترين عناوين اخبار خارجي در زمينه تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات است. همچنين به طور منظم در سايت، نظرسنجي درباره موضوعات مختلف اين حوزه انجام مي‌شود كه مي‌تواند دستمايه كارهاي تحقيقي در اين عرصه باشد. همچنين ايتنا نخستين سايت خبري فارسي است كه مي توان از طريق تلفن همراه (با پيام كوتاه يا SMS)، عناوين اخبار آن را دريافت كرد.

مرجع: روزنامه همشهري

 

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383 و ساعت 13:51 |
این وبلاگ در باره جامعه اطلاعاتی است

من سمانه بامشاد فارغ التحصیل رشته ارتباطات در مقطع فوق لیسانس هستم

 قصد دارم در باره جامعه اطلاعاتی در این وبلاگ مطلب منتشر کنم

+ نوشته شده توسط سمانه بامشاد در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383 و ساعت 13:46 |